loading
جستجو برچسب

جستجوی پست های حاوی برچسب : سعدی

چشمهایش چشمهایش
2 روز

گر مرا بی ‌تو در بهشت برند
دیده از دیدنش بخواهم دوخت

کاین چنینم خدای وعده نکرد
که مرا در بهشت باید سوخت


چشمهایش چشمهایش
4 روز

هر یک از دایره جمع به راهی رفتند
ما بماندیم‌ و خیال تو به یک جای مقيم


چشمهایش چشمهایش
8 روز

دل
زنده می‌شود به امیدِ وفای یار.


چشمهایش چشمهایش
14 روز

قدرِ وصالش اکنون ،
دانی که در فراقی ..


چشمهایش چشمهایش
20 روز

حدیث عشق اگر گویی گناهست
گناه اول ز حوا بود و آدم


چشمهایش چشمهایش
20 روز

کسی که روی تو بیند، نگه به کس نکند‌
ز عشق سیر نباشد، ز عیش بس نکند.


چشمهایش چشمهایش
21 روز

کاش که در قیامتش بارِ دگر بدیدمی
کآن‌چه گناهِ او بُوَد من بِکِشَم غرامتش...


چشمهایش چشمهایش
21 روز

هزار عهد بکردم که گِرد عشق نگردم
همی برابرم آید خیالِ روی تو هر دَم.


چشمهایش چشمهایش
21 روز

هر نصیحت که کنی بشنوم ای یار عزیز
صبرم از دوست مفرمای که من نتوانم


چشمهایش چشمهایش
21 روز

رشكم آيد كه كسى سير نگه در تو كند


صفحات: 1 2 3