loading
جستجو برچسب

جستجوی پست های حاوی برچسب : سعدی

چشمهایش چشمهایش
17 روز

دل به تو
سجده می کند
قبله اگر چه نیستی...


چشمهایش چشمهایش
18 روز

بیا تا یک زمان امروز خوش باشیم در خلوت
که در عالم نمی‌داند،
کسی احوال فردا را


loading...
چشمهایش چشمهایش
29 روز

در صورت و مَعنی که تو
داری چه توان گفت؟

حُسن تو ز تحسین تو
بَستست زبان را


چشمهایش چشمهایش
1 ماه

جز یاد تو بر خاطر من نگذرد ای جان...


loading...
چشمهایش چشمهایش
1 ماه

به وصلِ خود دوایی کن ،
دلِ دیوانه‌ ما را ...!


چشمهایش چشمهایش
1 ماه


خاکِ من

زنده به تاثیرِ هوایِ لبِ توست...


چشمهایش چشمهایش
1 ماه

گفتم از دست غمت سر به جهان در بنهم
نتوانم که به هر جا بروم در نظری...

چشمهایش چشمهایش
2 ماه

دیده را فایده آن است که دلبر بیند
ور نبیند چه بود فایده بینایی را...؟


چشمهایش چشمهایش
2 ماه

نَظر از تو برنگیرم ،
همه عُمر تا بمیرم ...


چشمهایش چشمهایش
2 ماه

ز دستم بر نمی‌خیزد که یک دم بی تو بنشینم
بجز رویت نمی‌خواهم که روی هیچ کس بینم


صفحات: 1 2 3 4 5