یک زندگی کم است ...

برای آن‌که تمام شکل‌های دوستت دارم را با تو در میان بگذارم ...

می‌خواهم هر صبح که پنجره را باز میکنی؛ آن درخت روبه‌ رو من باشم

فصل تازه من باشم

آفتاب من باشم

استکان چای من باشم

و هر پرنده ای که نان از انگشتان تو می‌گیرد .

یک زندگی کم است !

برای شاعری که می‌خواهد در تمام جمله ها دوستت داشته باشد...