loading
جستجو برچسب

جستجوی پست های حاوی برچسب : رهی_معیری

چشمهایش چشمهایش
4 روز

آن دم

که با تو باشم

محنت وغم سراید




loading...
چشمهایش چشمهایش
1 ماه

جان و دل با اوست

هر جا می رود...






loading...
چشمهایش چشمهایش
8 ماه

بوی آغوش تو آید از هوای نیمه شَب ...


چشمهایش چشمهایش
9 ماه

گفتند که نامحرمی و بوسه حرام است!
دل گفت که محرم‌تر از این عشق کدام است؟


loading...
چشمهایش چشمهایش
10 ماه

گفتم که بعد از آن همه دل ها که سوختی
کس میخورَد فریب تو؟
گفتا هنوز هم ...!


چشمهایش چشمهایش
12 ماه

شکوه ای نیست ز طوفان حوادث
ما را
دل به دریا زدگان خنده به سیلاب
زنند

چشمهایش چشمهایش
12 ماه

گفتند که نامحرمی
و بوسه حرام است
دل گفت که محرم ‌تر
از این عشق کدام است...؟

loading...
چشمهایش چشمهایش
1 سال

چشم بصیرت نگشایی چرا؟
بی خبر از خویش چرایی چرا؟

چشمهایش چشمهایش
1 سال

کیم من

آرزو گم کرده ای
تنها و سرگردان....


چشمهایش چشمهایش
1 سال

آن دم که با تو باشم محنت و غم سراید...!


صفحات: 1 2