loading
جستجو برچسب

جستجوی پست های حاوی برچسب : رامين_وهاب

چشمهایش چشمهایش
6 ماه

گاهي يكسري اتفاقات روتين به طورمداوم

دارن تكرار ميشن تو زندگيامون كه اصلا

حواسمون نيست چقدرشيرين ولذت بخشن

فقط كافيه فكر كنيم ديگه نداريمشون

مثلا اوني كه عاشقانه دوستش داري ازفردا

نباشه تو زندگيت !! و ديگه از پيام بازي هاي

عاشقونه اخر شبيتون خبري نباشه

يا فردا صبح كه بيدار ميشي اس ام اس قشنگ

صبح بخيرش چشماي خوابالوتو نوازش نكنه

وحشتناك ميشه زندگي اگر

نتوني هر موقع كه دلت خواست بهش زنگ بزني

و صداي خنده هاشو بشنوي و غرق شي تو ارامش صداش

فكر كن چقدر زشت ميشه زندگي

بدون همين اتفاقات روتين ساده

و اوني كه هميشه حواسش بهت هست


بیشتر...

چشمهایش چشمهایش
6 ماه

دستش را كه گرفتم

تازه فهميدم تحقق رويا

چقدر شيرين است


loading...
چشمهایش چشمهایش
6 ماه

امدن زمســـتان را حس ميكنم

لباس گرمـــم را برميدارم تا شايــد ســرماي

وجودم را تســكــين دهد

اما همـــچــنان بدنم ميــلــرزد

نميدانم از سـرمــاست يا تنهايـي

شايد بايد كسي بـاشـد كه حـضـورش

گرما بخش زمسـتانـت شود







✍️#رامين_وهاب

چشمهایش چشمهایش
7 ماه

طبيعت كتاب زندگيست

ومهمترين درس آن درس پرواز است

تا وقتي رها نشوي به پرواز در نخواهي آمد

اگر طالب كمالي بايد رهاكني دلبستگي هارا

كرم ابريشم تا از پيله دل نكند

پرواز را تجربه نخواهدكرد

و روح زماني به ارامش ميرسد

كه جسم و دلبستگي هاي دنيويش را رها كند

پرواز بال نميخواهد پرواز شجاعت ميخواهد

شجاعت رها شدن از تكيه گاهت


loading...
چشمهایش چشمهایش
8 ماه

پاييز فصل عاشقيست

رخ رنگ پريده طبيعت ،

شاخه خشك درختان

و رقص سقوط برگ ها

چيزي شبيه خودكشيست

براي رهايي از دردي بي درمان

وچه دردي بي درمان تر از عاشقي

پاييز فصل درد هاي بي درمان است


loading...
چشمهایش چشمهایش
9 ماه

دوست داشتنت

همانند برگ گليست در زير باران

زيبا ، لطيف و جان افزا


loading...
چشمهایش چشمهایش
9 ماه

شنبه ها بوي شروع ميدهند

و هميشه ياد اور شروع كار و درس بوده اند

اما بايد يكي از اين شنبه هارامتفاوت شروع كرد

بايد الارم گوشيت را قطع كني

و كمي بيشتر بخوابي

با حالي خوب بيدارشوي

صبحانه مفصلت را نوش جان كني

و حسابي به سر وضعت برسي

دوربين عكاسيت را برداري

و به پس كوچه هاي رنگي

شهر سفر كني و لحظاتي

فارغ از همه چيز در زير ساباطي

بنشيني و عكسي بگيري

تا هميشه يادت بماندشنبه ها هم

ميتوانند زيبا باشند


چشمهایش چشمهایش
9 ماه

شنبه ها بوي شروع ميدهند

و هميشه ياد اور شروع كار و درس بوده اند

اما بايد يكي از اين شنبه هارامتفاوت شروع كرد

بايد الارم گوشيت را قطع كني

و كمي بيشتر بخوابي

با حالي خوب بيدارشوي

صبحانه مفصلت را نوش جان كني

و حسابي به سر وضعت برسي

دوربين عكاسيت را برداري

و به پس كوچه هاي رنگي

شهر سفر كني و لحظاتي

فارغ از همه چيز در زير ساباطي

بنشيني و عكسي بگيري

تا هميشه يادت بماندشنبه ها هم

ميتوانند زيبا باشند


چشمهایش چشمهایش
10 ماه

دختر زيباترين مثال قابل تجسم

از يك فرشته است

بخواهم ساده حرف بزنم

دخترارزشمندترين مخلوق خداوند است

گواه آن ما مردها هستيم

ما مردها هم مثل تمام موجودات زنده

موجوداتي كمال طلبيم

هرچه داشته باشيم بيشترش را ميخاهيم

ميخاهد پول باشد يا قدرت ويا هرچيز ارزشمند ديگر

اما فقط در يك جا خواسته ما مردها به خط پايان ميرسد

آن هم بر سر يك دختراست

همان دختري كه عشق صدايش ميكنيم




چشمهایش چشمهایش
10 ماه

نوشتن بهانه اي ميخاهد

مثل تو

تو كه باشي من ساعت ها

براي افسونگري چشم هايت

حرف نگفته دارم


صفحات: 1 2 3