loading
جستجو برچسب

جستجوی پست های حاوی برچسب : رامين_وهاب

چشمهایش چشمهایش
24 روز

عاشق كه باشي
از همه چيز ميترسي
حتي از بخشندگي خداوند
شايد كسي دلبرت را ارزو كند
و خداوند مستجابش

چشمهایش چشمهایش
27 روز

تورا دارم مرا با ديگران چه؟

loading...
چشمهایش چشمهایش
1 ماه

ترجيح ميدهم رماني ناشناخته باشم
تا حكايتي جالب و كوتاه
در فصلي از كتاب زندگيت



چشمهایش چشمهایش
1 ماه

خوشبختي يعني موفقيت توام با شادي
زماني موفقي كه به آن چه و
زماني شـادي كه به آن كه
ميخواهي رسيده باشي

چشمهایش چشمهایش
1 ماه

همينك نيازمند اندكي آرامشم
آرامشي از جنس حضورت
در جاده اي شمالي همراه با موزيكي ملايم
و درختاني كه سرمستانه درميان
نوازش باد ميرقصند گويي انان هم
مسرور اند از اين وصال

loading...
چشمهایش چشمهایش
2 ماه

دهانم پر ز خنده ،دل بهاران
لبانم غنچه و گونه هايت بوسه باران
تا آن لحظه كه باشد در بدن جان
توييي دلبر تويي آن جان جانان

چشمهایش چشمهایش
4 ماه

ترجيح ميدهم رماني ناشناخته باشم
تا حكايتي جالب اما كوتاه
در فصلي از كتاب زندگيت


چشمهایش چشمهایش
5 ماه

پيرمردي خسته از دنياي خود
از ميان كوچه هاي شهر ميگذشت
ياد معشوق و پاكت سيگار او
او نميدانست !!
اين عمر هم ميگذشت؟

loading...