loading
جستجو برچسب

جستجوی پست های حاوی برچسب : دلنوشت

چشمهایش چشمهایش
2 روز

اونی که
خوشحالیت خوشحالیشه؛
ناراحتیت ناراحتیشه....
همونو بچسب
اون آدم، بهترین آدمِ زندگیته.....



چشمهایش چشمهایش
8 روز

‏و مـــن......
بجایِ تمامِ بارانهای آمده و نیامدهٔ این شهر
در دلتنگیِ تـــــو......
گریسته‌ام!


چشمهایش چشمهایش
10 روز

بی ما
چه میکند دلت !

که بی تــو
جان میکند دلــم ...


loading...
چشمهایش چشمهایش
12 روز

ولى باورت بشه يا نشه،
يكى هست كه
دلش به بودنِ تو خوشه...

loading...
چشمهایش چشمهایش
12 روز

هر آرزویے براے خودم داشتم ...
به تو مربوط می‌شود؛
دل‌خوشی‌ام . . .
سلامتی‌ام . . .
آرامشم . . . !
می‌دانے،
تمام این‌ها با بود تو برآورده می‌شود...
پس تنها یک آرزو برایم باقے مے ماند.

«ڪنارم بودنت»


چشمهایش چشمهایش
15 روز

هیچکس بعد از هیچکس نمرده
اما ما بعد از یه اتفاقایی
واقعا زندگی نکردیم...


چشمهایش چشمهایش
16 روز

شبها...
قبلِ خواب
هيچ عشقی را
از روی گوشیِ تلفن نبوس
بوسه ای كه
صدايِ نَفَس ندارد
گرمایِ صورت ندارد
بوسه نيست
تشديدِ دلتنگی ست...



چشمهایش چشمهایش
16 روز

ناز دانہ‌ام...
دیڪَر تو را نمی‌نویسم
نمی‌سرایمت ؛
مرا با شعر و شاعرے چہ‌ڪار
میخواهم زراعت ڪنم
تو را باید ڪاشت درست وسط قلبم
میان چشم‌هایم و روے لب‌هایم
تـو را
باید جور دیڪَرے دوست داشت...



چشمهایش چشمهایش
16 روز

آنچه در یادَش نمانده؛
یادِ مآست.



چشمهایش چشمهایش
17 روز

و برای خودم...
تو را آرزو میکنم



صفحات: 1 2