loading
جستجو برچسب

جستجوی پست های حاوی برچسب : خسرو_شکیبایی

چشمهایش چشمهایش
29 روز

ما انسان ها مثل مدادرنگی هستیم...
شاید رنگ مورد علاقه یکدیگرنباشیم!!!
اما روزی ...
برای کامل کردن نقاشیمان؛
دنبال هم خواهیم گشت !...
به شرطی که اینقدر نتراشیم
همدیگر را تا حد نابودی...!




چشمهایش چشمهایش
1 ماه

تمام غصه‌ ها از همان جایی آغاز می شوند که،
ترازو برمی داری و
می‌افتی به جان دوست داشتنت...
اندازه می گیری،...
حساب و کتاب می کنی
مقایسه می کنی…
و خدا نکند حساب و کتابت
برسد به آن جا که...
زیادتر دوستش داشته‌ای...
زیادتر گذشته‌ای...
زیادتر بخشیده‌ای...
به قدر یک ذره...
حتی یک ثانیه...
درست از همان جاست ...
که توقع آغاز می شودِ..
و توقع آغاز همه رنج‌هایی است...
که ما می‌بریم...


چشمهایش چشمهایش
1 ماه

هميشه يادمان باشد که نگفته ها را ميتوان گفت
ولی گفته ها را نميتوان پس گرفت ...
چه سنگ را به کوزه بزنی چه کوزه را به سنگ ،
شکست با کوزه است ...
دلها خیلی زود از حرفها می شکنند !
مراقب گفتارمان باشيم...


چشمهایش چشمهایش
2 ماه

عشق اون نیست که وقتی دیدیش دلت بلرزه
عشق اونه که وقتی نمیبینیش دلت میخواد کنده شه...