loading
جستجو برچسب

جستجوی پست های حاوی برچسب : حسین_حائریان

چشمهایش چشمهایش
6 ماه

دوم راهنمایی یه معلم ریاضی داشتیم تیکه کلامش این بود «خدا رو چه دیدی شاید شد».

یادم میاد همون سال یکی از بچه ها تصادف کرد و دیگه نتونست راه بره... دیگه مدرسه هم نیومد. فقط یه بار اومد واسه خداحافظی که شبیه مراسم عزاداری بود. همه گریه می کردیم و حالمون خراب بود. گریه مون وقتی شروع شد که گفت به درک که نمی تونم راه برم، فقط از این ناراحتم که نمی تونم بازیگر بشم. آخه عشق سینما بود. سینما پارادیزو رو صد بار دیده بود. سی دی تایتانیک رو اون برای همه ی ما آورده بود. معلم ریاضی مون وقتی حال ما رو دید اون تیکه کلام معروفش رو به اون رفیقمون گفت...

«خدا رو چه دیدی شاید شد».

وقتی این رو گفت همه ی ما عصبی شدیم چون بیشتر شبیه یه دلداری مزخرف بود برای کسی که هیچ امیدی برای رسیدن به آرزوش نداره.

امشب تو پیج رفیقم دیدم که برای نقش اول یه فیلم با موضوع معلولیت انتخاب شده و قرارداد بسته... مثل همون روز تو مدرسه گریه‌م گرفت.

فکر می‌کنی رسیدن به آرزوت محاله؟!

«خدا رو چه دیدی شاید شد».






بیشتر...

چشمهایش چشمهایش
9 ماه

تمام ما انسان‌ها در زندگیمان، باید یک نفر را داشته باشیم...

«یک رفیق»

نه از آن رفیق‌هایی که فصلی‌ان، یک روز هستند و یک عمر نه، نه از آن رفیق‌هایی که وقتی زندگی‌ات بهار است کنارت هستند و‌ در زمستان زندگی تنهایت می‌‌گذارند، نه از آن رفیق‌هایی که فقط وقتی زندگیشان تاریک می‌شود به سراغتان می‌آیند و وقتی زندگیشان پر نور است فراموشتان‌ می‌کنند، نه منظورم این رفیق‌ها نیستند، رفیق‌هایی را می‌گویم که اگر از آسمان سنگ هم ببارد چتر هستند، خنده‌هایت را دوست دارند و در روزهای سخت می‌توانی بدون هیچ توضیحی در آغوششان اشک بریزی، آن‌هایی که بدون قضاوت و‌ سرزنش کنارت می‌مانند تا روزهای سخت بگذرد، رفیق‌هایی که بودنشان همیشگی‌ست حتی اگر بعضی از روزها تو همان آدم همیشه نباشی، رفیق‌هایی که تو را بلدند و کنارشان خودت هستی با تمام خوبی‌ها و بدی‌هایت، بگذارید همه چیز در دنیا نا عادلانه تقسیم شود، اما هر آدمی باید یک نفر را داشته باشد یک رفیق...




بیشتر...

Ainaz91 Ainaz91
1 سال

آدم های صبور یه خصوصیت عجیب دارن...
بی نهایت لبخند می زنن...
این لبخند شاید تو نگاه اول حس گذشت بده... اینکه «هر زخمی زدی ، هر‌ چیزی که گفتی فدای سرت...
من فراموش می کنم »...
ولی آدم های صبور هیچوقت هیچ چیزی رو فراموش نمی کنن...
زخمارو می شمارن...
حرفارو مرور می کنن و همچنان لبخند می زنن...
یه روز که صبوری دیگه جواب نداد ، با همون لبخند تو یه چشم بهم زدن برای همیشه فراموشت می کنن...
انگار که هیچوقت تو زندگیشون نبودی...
آدم های صبور تا یه جایی میگن فدای سرت...