loading
جستجو برچسب

جستجوی پست های حاوی برچسب : حافظ

چشمهایش چشمهایش
1 روز

گفتم خوشا هوایی
کز باد صبح خیزد
گفتا خنک نسیمی
کز کوی دلبر آید...


loading...
چشمهایش چشمهایش
26 روز

چون غم و شادیِ
جهان در گذر است
بهتر آن است که من
خاطرِ خود خوش دارم


loading...
چشمهایش چشمهایش
2 ماه

روز اول که سرِ زلفِ تو دیدمـ گفتم
که پریشانیِ این سلسله را آخر نیست


چشمهایش چشمهایش
2 ماه

جانم
بسوختی وبه
دِل دوست دارمت!


چشمهایش چشمهایش
3 ماه

غلام همت آنم
که زیر چرخ کبود

ز هر چه رنگ
تعلق پذیرد آزادست


چشمهایش چشمهایش
3 ماه

اى جان به چه زنده‌اى..؟!
که جانانت نیست...


چشمهایش چشمهایش
3 ماه

بازآ که ریخت بی گلِ رویت بهارِ عمر...


loading...
چشمهایش چشمهایش
3 ماه

صنما
غير تو در خاطر ما كی گنجد؟

كه مرا نيست
به غير از تو به کَس پروایی


چشمهایش چشمهایش
3 ماه

کفر زلفش ره دین می‌زد و آن سنگین دل
در پی اش مشعلی از چهره برافروخته بود


چشمهایش چشمهایش
4 ماه

روز و شب خوابم نمی‌آید به چشم غم‌پرست
بسکه در بیماری هجر تو گریانم چو شمع


صفحات: 1 2 3