loading
جستجو برچسب

جستجوی پست های حاوی برچسب : حافظ

چشمهایش چشمهایش
2 روز

اى جان به چه زنده‌اى..؟!
که جانانت نیست...


چشمهایش چشمهایش
5 روز

بازآ که ریخت بی گلِ رویت بهارِ عمر...


loading...
چشمهایش چشمهایش
6 روز

صنما
غير تو در خاطر ما كی گنجد؟

كه مرا نيست
به غير از تو به کَس پروایی


چشمهایش چشمهایش
7 روز

کفر زلفش ره دین می‌زد و آن سنگین دل
در پی اش مشعلی از چهره برافروخته بود


چشمهایش چشمهایش
23 روز

روز و شب خوابم نمی‌آید به چشم غم‌پرست
بسکه در بیماری هجر تو گریانم چو شمع


چشمهایش چشمهایش
27 روز

جان، بی‌جمالِ جانان
ميل جهان ندارد ...


چشمهایش چشمهایش
28 روز

گرچه پیرم تو شبی
تنگ در آغوشم کش
تـا ســــحرگه زِ کنار
تـــو جـوان برخـیزم


چشمهایش چشمهایش
28 روز

ما را ز خيال تو چه پرواى شراب است ..؟!


چشمهایش چشمهایش
29 روز

آنها که اهلِ صلح اند بردند زندگی را
وین ناکسان بمانند در جنگِ زندگانی


loading...
چشمهایش چشمهایش
1 ماه

باغ و بستان دلم ، بذر تو دارد صنما
تو نباشى دل مارا
ثمرى نيست كه نيست..

صفحات: 1 2 3