loading
جستجو برچسب

جستجوی پست های حاوی برچسب : حافظ

چشمهایش چشمهایش
2 ماه

لافِ عشق و گِله از یار، زهی لافِ دروغ

عشق‌بازانِ چنین، مستحقِ هجرانند




loading...
چشمهایش چشمهایش
2 ماه

جانم بسوختی و

به دل دوست دارمت...




loading...
چشمهایش چشمهایش
3 ماه

بهای وصلِ تو

گر جان بود

خریدارم...


loading...
چشمهایش چشمهایش
4 ماه

‏دوش در حلقهٔ ما قصهٔ گیسوی تو بود



تا دلِ شب، سخن از سلسهٔ موی تو بود




چشمهایش چشمهایش
4 ماه

ای عشق چه دردی تو که درمانت نیست

ای جان به چه زنده ای که

جانانت نیست..




چشمهایش چشمهایش
6 ماه

شاه‌نشین چشم من تکیه‌گه خیال توست
جای دعاست شاه من بی تو مباد جای تو




چشمهایش چشمهایش
6 ماه

میان عاشق و معشوق
فرق بسیار است
چون یار ناز نماید
شما نیاز کنید...


loading...
چشمهایش چشمهایش
6 ماه

سحرم دولت بیدار به بالین آمد
گفت برخیز که آن خسرو شیرین آمد

ساقیا می بده و غم مخور از دشمن و دوست
که به کام دل ما آن بشد و این آمد...


loading...
چشمهایش چشمهایش
7 ماه

روی خوب است و کمال هنر و دامن پاک
لاجرم همت پاکان دو عالم با اوست


loading...
چشمهایش چشمهایش
7 ماه

بسته ام در خم گیسوی تو
امید دراز


صفحات: 1 2 3 4