loading
جستجو برچسب

جستجوی پست های حاوی برچسب : تُ

چشمهایش چشمهایش
14 روز

به خودم آمدم

انگار یی در من بود

این کمی بیشتـر از

دل به کسی بستن بود ...






loading...
چشمهایش چشمهایش
1 ماه

با   بودن را

باید تا ابدیت ادامه داد

تا آنجا که زمان نیز

از پا در می آید .

چشمهایش چشمهایش
3 ماه

عاشق شده ام بر ،تدبير چه فرمايى

از راه صلاح آيم ؟ يا از در رسوايى ؟




loading...
چشمهایش چشمهایش
3 ماه

همان تعبیر زمینیِ ماه آسمانِ منی...

به قول نیما

را

من چشم در راهم

شباهنگام




loading...
چشمهایش چشمهایش
11 ماه

و یِک نفَر در اینجا

بَرای نَفس کِشیدَن

را بَهانه می کُند...

loading...
چشمهایش چشمهایش
11 ماه

مـرا جان آن زمان باشد

که جـانانِ مـن بـاشی




چشمهایش چشمهایش
11 ماه

بهشت دربست برای ماست

وقتی را دارم

دستانت را دارم

خنده هایت را دارم ....



‌‌‌

چشمهایش چشمهایش
11 ماه

رفته بودم که به پایان برسـم

آمـدی باز شروعم بکنی

یک کافیست که با بودنِ خـود

کمرِ دلهــره را خـــم بکنی...




چشمهایش چشمهایش
12 ماه

صبح یعنی
طلوع دوباره ی
در جان من !
امروز هم
سرشار از دوست داشتن ام
مثل دیروز
مثل فردا...

چشمهایش چشمهایش
12 ماه

عاشق شده ام بر ،تدبير چه فرمايى
از راه صلاح آيم ؟ يا از در رسوايى ؟



loading...
صفحات: 1 2 3