loading
جستجو برچسب

جستجوی پست های حاوی برچسب : اوحدی

MisAngel MisAngel
28 روز

گر گناهی کردم و دارم، خداوندا ببخش
چون گنه را عذر می‌آرم، خداوندا ببخش

پای خجلت را روایی نیست، بر درگاه تو
دست‌ِحاجت پیش‌‌میدارم خداوندا ببخش


چشمهایش چشمهایش
9 ماه

به تن ز پیش تو دورم، ولی دلم بر تست
نگاه دار دلم را، که سوختی جگرم


چشمهایش چشمهایش
9 ماه

غیر از سخن وصل تو باید که نگوید
قاصد که به پیش من مهجور فرستی


چشمهایش چشمهایش
1 سال

بر تن شنیده‌ای چه رسید از فراق جان؟
از درد دوری تو دلم را همان رسید


چشمهایش چشمهایش
1 سال

گفتم: مگر به پایان آید شب فراقش
در شهر عاشقان خود پایان نبود شب را


loading...
چشمهایش چشمهایش
1 سال

بی تو تاریک نشستم

تو چراغ که شدی...؟


چشمهایش چشمهایش
1 سال

به دشمنان نتوان رفت و این شکایت کرد
که: دوست بر دل ما جور تا چه غایت کرد؟


loading...
چشمهایش چشمهایش
1 سال

کردم اندیشهٔ خود: مصلحت آنست که من
بر کنم دل ز تو، ورنه بکنی بنیادم


چشمهایش چشمهایش
1 سال

ای خوش آن بوسه که
بر دست و عنان تو بود..