loading
جستجو برچسب

جستجوی پست های حاوی برچسب : احمد_شاملو

چشمهایش چشمهایش
4 روز

امروز بیشتر از دیروز

دوستت می‌دارم

و فردا بیشتر از امروز

و این ضعف من نیست

قدرتِ تو است!




loading...
چشمهایش چشمهایش
10 روز

گاهی به من فکر کن

من حتی به گاهی بودن در فکرت هم راضیم🖤




loading...
چشمهایش چشمهایش
26 روز

مگر نگفتي هر چه به تو بگويم كه دوستت دارم، باز هم مي خواهي كه تكرار كنم؟

پس برايت مي نويسم، اين جوري بهتر است. اين حرف ها را مي خوانى و باز هم مي خوانى و اگر دلت خواست، باز هم مي خوانى.

حرف هاى من با تو تمامي ندارد...

منتها، چيزي به يادم آمد كه ناچارم مي كند، اين ها را همين جا درز بگيرم و ديگر بيش از اين برايت ننويسم.

مي دانى چيست؟

يادم آمد آن جمله يي را كه دوست دارى من هميشه برايت تكرار كنم، تو حتي يك بار هم به من نگفته اي! باشد طلب من!




چشمهایش چشمهایش
29 روز

‌بوسه های تو

گنجشككانِ پر گوی باغند ❤️




loading...
چشمهایش چشمهایش
1 ماه

ناگهان دلم هوای تو را کرده

راستش را بخواهی، ناگهان فکر کردم تو کنار منی

چقدر تو را دوست می‌دارم،

خدای من

چقدر




loading...
چشمهایش چشمهایش
3 ماه

‏ماه می‌گذرد

‏در انتهای مدارِ سردش.

‏ما مانده‌ایم و

‏روز

‏نمی‌آید.



‏#احمد_شاملو

loading...
چشمهایش چشمهایش
3 ماه

‌چون جان،

تو را به سینه میفشارم تنگ...




loading...
چشمهایش چشمهایش
4 ماه

و

من

همه ی "جهان" را

در پیراهن گرم تو خلاصه می کنم. . .






چشمهایش چشمهایش
5 ماه

من

با نخستین نگاهِ تو

آغاز شدم...




loading...
چشمهایش چشمهایش
6 ماه

و دایره‌ی حضورت

جهان را در آغوش می‌گیرد...




صفحات: 1 2 3 4 5