loading
majid1341 majid1341
7 روز

طوفان ريشه‌های درخت راعميق‌تروقوى‌ترمی‌کند
درطوفان‌هاى زندگى به برگ‌هايى كه ازدست می‌دهى فكرنكن
به ريشه‌اى فکر کن که قوی‌ترمی‌شود.

majid1341 majid1341
10 روز

نغمه حسرت
ياد ايامي که در گلشن فغاني داشتم در ميان لاله و گل، آشياني داشتم
گرد آن شمع طرب، ميسوختم پروانه وار پاي آن سرو روان، اشک رواني داشتم
آتشم بر جان ولي از شکوه لب خاموش بود عشق را از اشک حسرت، ترجماني داشتم
چون سرشک از شوق بودم خاک بوس درگهي چون غبار از شکر، سر بر آستاني داشتم
در خزان با سرو و نسرينم بهاري تازه بود در زمين با ماه و پروين آسماني داشتم
درد بي عشقي ز جانم برده طاقت، ورنه من داشتم آرام، تا آرام جاني داشتم
بلبل طبعم «رهي » باشد ز تنهائي خموش نغمه ها بودي مرا، تا همزباني داشتم
اصفهان فروردين ماه ١٣٢٤-رهی معیری
بیشتر...

majid1341 majid1341
4 ماه

تصویر پربار، کاش برتمام بیلبوردهای ایران و جهان قرار داده شود!

WhatsApp Image 2020-07-05 at 15.43.52.jpeg 72 کیلوبایت
majid1341 majid1341
4 ماه

گویی کودک در خواب است

گویی کودکی در خواب است.jpeg 48 کیلوبایت
majid1341 majid1341
4 ماه

جان

1898169_274321752733376_231207951_n.jpg 23 کیلوبایت
majid1341 majid1341
4 ماه

هنری فوردمیلیاردر امریکایی هر جمعه از مغازه گلفروشی برای زن خود گل میخرید یکبار اوبه پیرمرد گلفروش گفت مغازه خوبی دارید چراشعبه ایی نمیزنید گلفروش جواب داد قربان بعدچی هنری فورد گفت بعد از ان نیز شعبه های دیگردر شهر گلفروش گفت بعدچی هنری فورد با عصبانیت خوب بعدبه ارامش میرسید گلفروش گفت قربان ارامش همان چیزی است که من الان ان را دارم فورد در حالی که کنف شده بود مغازه را ترک کرد

majid1341 majid1341
4 ماه

امروز ۳۱ خرداد بلندترین روز سال با زمان نزدیک به ۱۵ ساعت است. و " روز یلدا " نامیده می شود. به انقلاب تابستان نیز معروف است. از فردا طول روزها کمتر و کمتر می شود تا ۶ ماه دیگر یعنی در سی ام آذر ماه که کوتاهترین روز است. شب آن هم بلندترین شب سال یعنی شب یلدا خواهد بود.
پس امروز را جشن بگیرید و شادمان باشید.

majid1341 majid1341
4 ماه

⚠️احتیاطات کرونایی⚠️
دوستی می گفت؛
به دستشوئی رستوران رفتم
دست هایم را شستم در را با آرنجم گشودم. در توالت را با پایم بلند کردم. شیر آب را با دستمال کاغذی باز و بسته کردم و دوباره با آرنج در را باز کرده و خارج شدم و آنگاه که به سر میز باز گشتم ...




متوجه شدم فراموش کرده ام شلوارم را بالا بکشم.!!😳😳😂😂

جوون مرگ بشی کرون

majid1341 majid1341
4 ماه

پیرزنی را برای ادای شهادت دعوت کرده بودند.

نماینده ی دادستان رو به پیر زن شاهد کرد و گفت: شما می دانید من کی هستم؟.

حاج خانم گفتند: بله پسرم شما فرزند عمه نرگس سبزی فروش هستی .مادرت به قلندر محله معروف است... از بس شلیته بود، شما هم در کودکی هار بودی. آفتابه های مسی را از مستراح های مردم می دزدی و به مسگرا می فروختی....

نماینده ی دادستان رو به ریاست دادگاه کرد و گفت : جناب رئیس من سؤوال دیگری ندارم.

رئیس دادگاه رو به وکیل متهم کرد و گفت: شما اگر سؤوالی دارید، بفرمائید.

وکیل از جای خود بلند شد و گفت : مادر من ...
پیرزن کلام او را قطع کرد و گفت: شما را هم می شناسم... پسر مش قربون کیسه کش هستی. مادرت هم فاطی خانم مسؤول نمره ی خصوصی قسمتِ زنان بود،
تو هم در حمام واکس می زدی و لنگ پهن می کردی بیش تر در قسمت زنان می لولیدی! ما شاء اللّه آدم حسابی شده یی!!!.

وکیل رو به ریاست دادگاه کرد و گفت: عالی جناب؟!، من سؤوالی ندارم.

ریاست دادگاه شاهد را به خروج از اطاق دعوت کرد
و به نماینده ی دادستان و وکیل متهم گفت: خدا شاهد است اگر از این پیر زن می پرسیدید؛ آیا رئیس دادگاه را می شناسی؟...
بیشتر...

majid1341 majid1341
4 ماه

چـه وقت گل کند آیا شکوفه های تنت
چه قدر مانده که دستم رسد به پیرهنت ؟

چگــونه صبـر کنم تا کـــه باز برچینــم
شکـوفه ی غــزل از گیسوان پر شکنت

غمـی نجیب نهفته ست در دلم  که مرا
رها نمی کند احساس دوست داشتنت

تو آن دقایـق شیرین خاطــرات منی
ببـر مـــرا بــه تماشــای باغ نسترنـت

تمام شهــر به تایید مــن بپا خیــزند
اگـــر دقیـــق ببینـنــد از نگــاه منـت

چگونه با تو بجوشم؟چگونه دل بدهم ؟
منی که این همه می ترسم از جدا شدنت