تبلیغات
پارس کلاب
با کلیک روی تبلیغات از ما حمایت کنید...
loading
zahra
مشخصات
بیشتر
اخرین بازدیدکنندگان 4
ati-ma2
zahra zahra 8 ماه

اي مهربانتر از برگ، در بوسه‌هاي باران!
بيداري ستاره، در چشم جويباران!

آيينة نگاهت، پيوند صبح و ساحل
لبخند گاه گاهت، صبح ستاره‌باران

بازآ كه در هوايت، خاموشي جنونم،
فريادها برانگيخت از سنگ كوهساران

اي جويبار جاري! زين سايه برگ مگريز
كاينگونه فرصت از كف، دادند بي‌شماران.

گفتي: « به روزگاران مهري نشسته...» گفتم:
بيرون نمي‌توان كرد « حتي » به روزگاران

بيگانگي زحد رفت، اي آشنا مپرهيز
زين عاشق پشيمان، سر خيل شرمساران

پيش از من و تو بسيار، بودند و نقش بستند
ديوار زندگي را زينگونه يادگاران

وين نغمه محبت بعد از من و تو ماند
تا در زمانه باقي‌ست آواز باد و باران


"#محمدرضا_شفیعی_کدکنی"
بیشتر...

zahra zahra 8 ماه

شبی از پشت یک تنهایی نمناک و بارانی

تو را با لحجه ی گلهای نیلوفر صدا کردم

تمام شب برای با طراوت ماندن باغ قشنگ آرزوهایت دعا کردم ...

و تو در پاسخ آبی ترین موج تمنای دلم گفتی

دلم حیران و سرگردان چشمانیست رویایی

و من تنها برای دیدن زیبایی آن چه تو در سر داشتی

از تنهایی و حسرت رها کردم ...

و تو بی آن که فکر غربت چشمان من باشی

نمی دانم کجا تا کی برای چه

ولی رفتی و بعد از رفتنت باران چه معصومانه می بارد

و بعد از رفتنت یک قلب دریایی ترک برداشت و

بعد از رفتنت ...

و بعد از این همه طوفان و وهم و پرسش و تردید

کسی از پشت قاب پنجره آرام و زیبا گفت

تو هم در پاسخ این بی وفایی ها بگو

در راه عشق و انتخاب آن خطا کردم

و من در حالتی مابین اشک و حسرت و تردید

و من در اوج پاییزی ترین ویرانه ی یک دل

میان غصه ای از جنس بغض کوچک یک ابر

نمی دانم چرا ...

شاید به رسم و عادت پروانگی

من باز برای شادی و خوشبختی باغ قشنگ آرزوهایت دعا کردم ...
بیشتر...

zahra zahra 8 ماه

مزن بر دل ز نوک غمزه تیرم
که پیش چشم بیمارت بمیرم
نصاب حسن در حد کمال است
زکاتم ده که مسکین و فقیرم
چو طفلان تا کی ای زاهد فریبی
به سیب بوستان و شهد و شیرم
چنان پر شد فضای سینه از دوست
که فکر خویش گم شد از ضمیرم
قدح پر کن که من در دولت عشق
جوان بخت جهانم گر چه پیرم
قراری بسته‌ام با می فروشان
که روز غم به جز ساغر نگیرم
مبادا جز حساب مطرب و می
اگر نقشی کشد کلک دبیرم
در این غوغا که کس کس را نپرسد
من از پیر مغان منت پذیرم
خوشا آن دم کز استغنای مستی
فراغت باشد از شاه و وزیرم
من آن مرغم که هر شام و سحرگاه
ز بام عرش می‌آید صفیرم
چو حافظ گنج او در سینه دارم
اگر چه مدعی بیند حقیرم..
بیشتر...

zahra zahra 8 ماه

???? یک روز خواهد آمد


⏱ یک روز می آید ...
که روز هایی که به فکر نیامدنش سر کردیم حسرتی بیش نخواهند بود.

⏱ یک روز می آید..
تمام حسرت هایی که خورده ایم شکستی بیش نخواهد بود.

⏱ یک روز می آید...
تمام شکست هایی که خوردیم خاطره ای بیش نخواهد بود.

⏱ یک روز می آید...
که دیگر نباید دنبال روز دیگری باشیم از همان لحظه باید شروع کرد.

???? آن روز باید امروز باشد گذشته هر چه بوده تمام شده آینده هر چه هست پیش روست.
???? آنچه داریم زمان حال است تصمیم با شما اینده تان را با حسرت انتخاب میکنید؟ یا سربلند؟
بیشتر...

zahra zahra 8 ماه

تنها بازمانده یک کشتی شکسته به جزیره کوچک خالی از سکنه ای افتاد.
او با دلی لرزان دعا کرد که خدا نجاتش دهد و اگر چه روزها افق را به دنبال یاری رسانی از نظر می گذارند، اما کسی نمی آمد.
سرانجام خسته و از پا افتاده موفق شد از تخته پاره ها کلبه ای بسازد تا خود را از عوامل زیان بار محافظت کند و داراییهای اندکش را در آن نگه دارد.
اما روزی که برای جستجوی غذا بیرون رفته بود، به هنگام برگشتن دید که کلبه اش در حال سوختن است و دودی از آن به آسمان می رود. متاسفانه بدترین اتفاق ممکن افتاده و همه چیز از دست رفته بود.
از شدت خشم و اندوه خشکش زد. فریاد زد: ''خدایا چطور راضی شدی با من چنین کاری کنی؟''
صبح روز بعد با صدای بوق کشتی ای که به ساحل نزدیک می شد از خواب پرید. کشتی ای آمده بود تا نجاتش دهد.
مرد خسته، از نجات دهندگانش پرسید: شما از کجا فهمیدید که من اینجا هستم؟
آنها جواب دادند: ما متوجه علائمی که با دود می دادی شدیم.

وقتی که اوضاع خراب می شود، ناامید شدن آسان است. ولی ما نباید خودمان را ببازیم و از رحمت خدا ناامید شویم.

به یاد داشته باش ، در زندگی اگر کلبه ات سوخت و خاکستر شد، ممکن است دودهای
بیشتر...

zahra zahra 8 ماه

نفرآخر شدن خیلی راحته ،فقیر بودن تنبل بودن  بدبخت بودن خیلی راحته ، اما تو به دنیا نیومدی که فقیر باشی ، تو به دنیا نیومدی که بدبخت باشی ، تو به دنیا نیومدی که ضعیف باشی

 از هر لحظه برای خوشبختی و حرکت استفاده کن ، اصلا مهم نیست که  قبلا چه کسی بودی

✨ از همین الان شروع کن و همه چیز رو تغییر بده

 یادت باشه هیچکس به جز خودت مسوول زندگی تو نیست ، نه پدرت نه مادرت و نه هیچ کس دیگه

✨ اولین قدم برای تغییر ، پذیرفتن تمام مسولیت زندگیته ...

zahra zahra 8 ماه

????چقدر خوب میشد

اگر آدم می توانست گذشته اش را به شکل دیگری رقم بزند
اینجا و آنجا

بعضی چیزها را تغییر بدهد
برای مثال دست از بعضی حماقت هایش بردارد

اما اگر این امکان پذیر بود
گذشته همیشه در حال دگرگونی بود

و هرگز آرام و قرار نمی گرفت
و هرگز به روزهایی از جنس مرمر مبدل نمی شد...
⭐️⭐️⭐️

zahra zahra 8 ماه

ادم ها دید اشتباه خودمون هست که بزرگشون میکنیم