خیال می کردم
تو را باید
در همسایگی اردی بهشت،
حوالی برگ های نارنج،
در میان شکوفه های پرتقال جستجو کنم
تو را امروز اما
اتفاقی
در پیاده روهای پاییز دیدم
داشتی برای خودت
قدم می زدی
اینجا چه می کنی بهار ...؟