رفتی و یادت مرا فراموش شد
گاهی سری به خاکستر خاطراتمان هم میزدی کاش
سالهاست زخم نبودنت را خورده ام ، اما هنوز
جای وجودت ، آغوشم را
طعم نفسهایت ، سینه ام را
لمس زلف و چشمانت ، لحظه لحظه جانم را
به درد میکشد همدم پاییزی من
من هنوز نبودنت را درد میکشم و در آسمان دود میشوم
هنوز چشم در انتظارت ، با یاد لبانت داغ میشوم
یادت مرا فراموش شد و من همچنان تورا درد میکشم و جرعه جرعه مینوشم و میسوزم


***دلکده***