در آن لحظه هايي که تو يک "آري" را با تمام زندگي تعويض مي کني، در آن لحظه هاي خطير که سپر مي افکني و مي گذاري ديگران به جاي تو بينديشند،
در آن لحظه ها يي که تو ناتواني خويش را در برابر فرياد هاي ديگران احساس مي کني،
در آن لحظه يي که تو از فراز، پا در راهي مي گذاري که آن سوي آن اختتام ِ تمام ِ انديشه ها و رويا هاست،
در تمام لحظه هايي که تو مي داني، مي شناسي و خواهي شناخت، به ياد داشته باش
که روز ها و لحظه ها هيچ گاه باز نمي گردند.

بار ديگر شهري که دوست مي داشتم/نادر ابراهيمي