فقط يک چيز، از خداحافظي بدتر است:"فرصتِ خداحافظي پيدا نکردن."
اين زخم،هميشه تازه مي ماند و هرچه نگفته اي و هرچه نکرده اي، تا ابد، عذابت مي دهد.
در هر چهره ي بيگانه،او را مي بيني، در هر لحظه ي بعد از او. و به خودت مي گويي که اگر آن آخرين بار، اين يا آن کار را کرده بودم... اگر اين يا آن کلمه را گفته بودم...
در نهايت،مي فهمي فقط يک کلمه بود که مي خواستي بگويي: "دوستت دارم."
اين، آن نگفته ي از دست رفته است.