logo پارس کلاب
loading
yagmur
هرگز انتخاب نمیشوم بلکه انتخاب میکنم .آی دی اینستاmara.birang
مشخصات
بیشتر
برخی دنبال شده‌گان همه
atefeh milad-68 parsclub bsirtv arya1376 kamyar Fatims r-yd amir652 ali_6154
اخرین بازدیدکنندگان 4626
arya1376 delkadeh alirezahd Mehdibeyran puoria 90876arcgg khodeman negin_7882 Hadinia ImpatienseH
سنجاق
yagmur پس لرزه هاي ذهن مشوش 9 ماه

شاید این دنیای مجازی برای خیلی ها
خوب بود
و حسِ خوب بهمراه داشت
دوستانِ زیادی را باهام آشنا کرد؛
محبوبیت و معروفیت به وجود آورد
اما میدانم
برای من هیچ چیز جالبی نداشت!
فقط ذهنیتم را نسبت به آدم ها بهم ریخت...
اینکه دیگر کسی خودش نیست
اینکه آدم ها فقط دنبال منفعت میگردند
شاید هم آدمِ خوبِ این دنیای مجازی به پُستِ ما نخورد
اما...
نخواستم دوستانی که فقط نقابِ دوستی میزنند را داشته باشم
نمی توانستم آدم هایی که فقط در شادی میخواهند کنارم باشند را قبول کنم
نمی توانستم این حجم از بد بودنِ آدم ها را کنارِ خودم هضم کنم
آدم هایی که چشمِ دیدنِ حالِ خوبت را ندارند
چشم دیدنِ پیشرفتت را ندارند!
آدم هایی که فقط اسم دوست را یدک میکشند
می دانید!
بدی بدی را نمی بیند ؛ اما خوبی بدی را می بیند!
برای همین این فضا جایی برای خوب ها نیست...
بد بودن را که همه بلدند ؛
این خوب بودن است که دیگر کم پیدا میشود!
و لعنت به دنیایی که بخواهد شرافتت را به بهای ناچیزی بگیرد...

بیشتر...

loading...
yagmur محفل شعر وادب 2 ساعت

بساطِ دلبرانه ی پهن شد ...
تازه به سرآغازِ عشق رسیده ایم ...
التهابِ عجیبی میانِ دلم برپاست ...
یک احساسِ متفاوت ...
یک بیقراریِ ناب ... !
انگار قرار است اتفاقاتِ خوبی بیُفتَد ...
بادهایِ بهار ، پشتِ شیشه می رقصند ،
گل های باغچه ، بذرِ امید به دلم پاشیده اند ،
انگار زمین و زمان ، مژده ی روزهایِ بهتری برایم آورده ...
اردیبهشت است ...
بویِ بهشت را می شود از هر ثانیه اش استشمام کرد ..
حالِ خوبی دارم ...
قابلِ شرح نیست ...
دلم کمی قدم زدنِ جانانه در خیابان می خواهد ،
یک هندزفری ... ،
یک موزیکِ عاشقانه ی قرنِ بیستم ...
و کمی هم لبخند ،
همین برایِ شادی ام کافیست ... !
آری ...
"بعضی می رقصند که به خاطر بسپارند ، بعضی می رقصند که فراموش کنند ... "
و فراموشی ؛ لازمه ی این روزهاست ...
اردیبهشت ؛ عجب ماهِ خوبیست !
آدم هوَس میکند عاشق باشد ... !

بیشتر...

loading...
yagmur محفل شعر وادب 2 ساعت

ﺩﻟﻢ ﺑﻬﺎﻧﻪ ﺗﻮ ﺭﺍ ﺩﺍﺭﺩ…
ﺗﻮ ﻣﯿﺪﺍﻧﯽ ﺑﻬﺎﻧﻪ ﭼﯿﺴﺖ ؟
ﺑﻬﺎﻧﻪ ﻫﻤﺎﻥ ﺍﺳﺖ ﮐﻪ ﺷﺐﻫﺎ
ﺧﻮﺍﺏ ﺍﺯ ﭼﺸﻢ ﺧﯿﺲ ﻣﻦ ﻣﯿﺪﺯﺩﺩ
ﺑﻬﺎﻧﻪ ﻫﻤﺎﻥ ﺍﺳﺖ..
ﮐﻪ ﺭﻭﺯﻫﺎ ﻣﯿﺎﻥ ﺍﻧﺒﻮﻫﯽ ﺍﺯ ﺁﺩﻡ ﻫﺎ
ﭼﺸﻤﺎﻧﻢ ﭘﯽ ﺗﻮ ﻣﯿﮕﺮﺩﻧﺪ،
ﺑﻬﺎﻧﻪ ﻫﻤﺎﻥ ﺻﺒﺮﯾﺴﺖ ﮐﻪ ﺑﻪ ﻟﺒﺎﻧﻢ ﺳﮑﻮﺕ ﻣﯽ ﺩﻫد
ﺗﺎ ﮔﻼﯾﻪ ﺍﯼ ﻧﮑﻨﻢ ﺍﺯ ﻧﺒﻮﺩنت..

loading...
yagmur محفل شعر وادب 2 ساعت

@.....─═हई♚ امیــــــد ♚ईह═─.....

حکم عاشقی دیوانه همچون مثل من ...

تا ابد زندانی آغوش یاریست مثل تو .

loading...
yagmur شیفته پـرواز 3 ساعت


قلاب ڪڹ

جانم را به جانت

دستم را به دستت

نباشے نفس تنگ است

دلم ڪہ هیچ

"دنیا هم تنگ است"

loading...
yagmur پس لرزه هاي ذهن مشوش 3 ساعت

آدم ها را بدون اینکه به وجودشان نیاز داشته باشی
دوست_بدار
کاری که خدا با تو می کند
احسان هنری نیست به امید تلافی
نیکی به کسی کن که به کار تو نیاید

loading...
yagmur محفل شعر وادب 3 ساعت

از خوشی های روزگار
همین بس که آدمیزاد به همه چیز عادت می کند..
به رفتن..
به ماندن...
به داشتن ِ کسی و بعد به نداشتن ش...
به بودن... به نبودن...
به عشق، به بی عشقی...
به حرف زدن... به سکوت... به دل بستن... به دل کندن...
به صندلی خالی... به جای خالی اش حتی...
به خندیدن...به گریستن... به استرس... به آرامش...
به بیکاری... به کار مدام...
به دلی که دیگر تنگ نمی شود... به قلبی که دیگر برای کسی نمی تپد...
به زندگی ای که میگذرد... خوب یا بد...
قبل از اینکه قدم از قدم برداری، یادت باشد
که به همه چیز این زندگی عادت می کنی... باور کن...

بیشتر...

loading...
yagmur محفل شعر وادب 3 روز

همیشه یک جای کار می لنگد
حتی در بهترین وضعیت
همیشه حس نبود چیزی دنبالمان میکند
حتی درخنده هایمان ترس موج میزند
به ظاهر ارامیم اما قلبمان رو دور تند ست
به نظر کم حرفیم اما صدای فریاد هایمان
بر سر فکرهایمان گوش سلول هایمان را کر کرده ست
می بخشیم اما ته دلمان تا مدت ها غمگین است
می مانیم اما اثری از ماندمان نیست
میرویم اما بیش‌تر از همیشه هستیم

به راستی که چقدر ما آدم ها عجیبیم...

loading...
yagmur محفل شعر وادب 3 روز

آرامش پیدا می کنم میانِ دوستت دارم‌ هایی که از چشمانت به سمتِ قلبم سرازیر می شود

loading...
yagmur محفل شعر وادب 3 روز

قصه از اونجایی شروع شد که واقعی هایمان برایمان مجازی شدند و مجازی ها برایمان حقیقی

loading...
yagmur محفل شعر وادب 4 روز

- آنقدر
"دوستت دارم"ها
"دلتنگى"ها
"خاطرات"
به زبان هاى گوناگون روى قلم ها چرخيده
كه ترجيح ميدهم
قلم را زمين بگذارم و
تمامِ آشوب هاىِ دلم را كنارِ گوشَ تو نجوا كنم
بودنت را لازم دارم،
براى چند دقيقه ابرازِ دلتنگى...
ديگر كافيست،
هر آنچه خواندى و به رويَت نياوردى!

loading...
yagmur محفل شعر وادب 4 روز

و تو چه می دانی
که روزهای تلخ پیر میکند
ای نیامده از راه.

loading...
yagmur محفل شعر وادب 4 روز

میخـواهم بــدانَم
میتــوانی حِس کنی
وقتـــی مُدام بـه تـــو فـکـــر میکنم؟

loading...
yagmur محفل شعر وادب 4 روز

"باران"

نمكى ست كه روى جاى خالى ات ميريزد...

loading...
yagmur محفل شعر وادب 4 روز

...

loading...
yagmur محفل شعر وادب 4 روز

وقتی سکوت می کنی
انگار
در یک میدان جنگ
چشم باز کرده ام
و نمی دانم
تنها کشته ی جنگ هستم
یا تنها بازمانده ی آن

loading...