logo پارس کلاب
loading

جستجوی پست های حاوی برچسب : تو

yagmur محفل شعر وادب 5 روز

چشمت بلایِ جان و
تو از جان عزیزتر

ای جان فدای قصد ،
با قصدِ جان بیا . . .

loading...
♪سُــــــکــــــوتـِ شَـــــــبـ♪ ♪سُــــــکــــــوتـِ شَـــــــبـ♪ 26 روز

زمین و عقربه‌ی ساعت‌ها
برای می‌گردند
و من
به دورِ ...

آسمان آبی آسمان آبی 1 ماه

دیوانه ام
یا شاید هم عاشق
که از فاصله ها
رنج می برم...
زخم می خورم!
اما باز هم
در انتظار
نشسته ام...
در تشویشِ انتظارهای من
چقدر زیبا شده ای!

آسمان آبی آسمان آبی 2 ماه

قاصدک، شعر مرا از بر کن ...
برو آن گوشه باغ ، سمت آن نرگسِ مست
و بخوان در گوشش ، و بگو باور کن :
یک نفر یادِ را ، دمی از دل نبرد ... :

# تقدیم_ب_تو

آیــــــــــــــناز......... آیــــــــــــــناز......... 3 ماه

خیالِ خوبِ ،
لبخند می شود به لبم،
وگرنه این منِ دیوانه
غصه ها دارد‌‌...!



♪سُــــــکــــــوتـِ شَـــــــبـ♪ ♪سُــــــکــــــوتـِ شَـــــــبـ♪ 7 ماه

تو را چون
چای دلنشین صبح ،
سر می کِشَمت داغ
با دلگرمی گرم ِ
صبح بخیر هایت ...
شاید همان
گم شده ی
زیباترین فلسفه ی
دوستی های ناب بشوی ...

loading...
Bano Bano 8 ماه

همه را می‌بینند
اما من احساست می‌کنم!

الهام الهام 10 ماه

بی
نفس ڪشیدنم ،


عمر تباه ڪردن است •••

♪سُــــــکــــــوتـِ شَـــــــبـ♪ ♪سُــــــکــــــوتـِ شَـــــــبـ♪ 11 ماه

جمعه یعنی
تعطیلیِ هرچی غیرِ تو ...
یعنی موندن و خط کشیدن
زیرِ اسم تو ...
جمعه یعنی
هرچیزی ممنوع شه
بجز فکر ...

loading...
♪سُــــــکــــــوتـِ شَـــــــبـ♪ ♪سُــــــکــــــوتـِ شَـــــــبـ♪ 11 ماه

وقتی
هستی....
آسمان هم به زمین بیاید
فقط به هوای
"نفس"میکشم
باش
که من از
"نفس"کشیدن
سیراب نمی شوم...

loading...
اکرم اکرم 11 ماه

تعارف که نداریم
من حسادت می کنم
به لیــلایِ
و به آیــدایِ
لعنتــی!!
هم مــرا همانقدر دوست داشتــه باش
از رسوا شدن های این مدلـی
خوشم می آید!

❤️عاطفـ ⓐⓣⓔⓕⓔ ـه❤️ سایـــ ـه بونه عشــ ـقم 1 سال

@paiizan
@عآلــــــãliyeـیــــه
دلم دوست داشتنی می خواهد انحصاری !
از آن ها که فقط سهم دل یک نفر باشی
و خدا کند از این دوست داشتن ها نصیب دل همه بشود !


(در عمق آرزوی من است که در قلب دوست خانه ای داشته باشم
حتی به مساحت یک یاد..
)

loading...
❤️عاطفـ ⓐⓣⓔⓕⓔ ـه❤️ سایـــ ـه بونه عشــ ـقم 1 سال

من به پیراهنت که هر روز یک دل سیر را در آغوش میکشد حسادت میکنم.
و به دستانت بیشتر، که هر بار دکمه ی پیراهنت را محکم میبندند...


رضا نعمتی عکاسخانه 1 سال

با قلب ویرانه من چه کردی؟
ببین عشق دیوانه من چه کردی
در ابریشم عادت آسوده بودم…
با “بال” پروانه ی من چه کردی؟
ننوشیده از جام چشم تو مستم…
خمار است میخانه ی من…چه کردی؟
مگر لایق تکیه دادن نبودم؟
با حسرت شانه ی من چه کردی؟
مرا خسته کردی و خود خسته رفتی…
سفر کرده ، باخانه ی من چه کردی؟
جهان من از گریه ات خیس باران…
با سقف کاشانه ی من چه کردی؟
دکتر افشین یداللهی

loading...
yagmur محفل شعر وادب 1 سال

آرامشی می‌خواهم
از جنس آغوش
و لبخندی که تمامِ
دلهره‌هایم را از یادم ببرد
تا نقش ببندد
در قاب زندگیم..

loading...
صفحات: 1 2 3 4 5