logo پارس کلاب
loading

جستجوی پست های حاوی برچسب : #فریبا_وفی

شادی کتابخانه رنگی 2 سال

+ ماه کامل می شود
پارس کلاب

همسفر مهم تر از خود ِ سفر است ...
شهرنوش چیزهایی می دید که چشم من نمی دید ،
گل ها را می شناخت . اسم درخت ها را می دانست ، به چمن که می رسید کفش و جورابش را در می آورد و پابرهنه می رفت. نگران نبود که رگ های سبز و نازک ِ پشت پای لاغرش دیده می شد. خوشش می آمد برود زیر باران و خیس برگردد. از مهندس می خواست ضبط را ببندد و مثل خودش آرام رو به جنگل بنشیند گوش کند به صداهای طبیعت . مهندس جدی تر از خود ِ بودا می نشست و تکان نمی خورد.


آیــــــــــــــناز......... آیــــــــــــــناز......... 4 ماه

_ خيلی مهم است كه يك نفر، فقط يك نفر...."
كمی مكث كرد. انگار بغض راه گلويش را گرفت، اما زود به خودش مسلط شد...
_ يک نفر توی دنيا آدم را از ته دل دوست داشته باشد. می‌فهمی؟ حتی اگر بد دوست داشته باشد يعنی از طرز دوست داشتنش خوشت نيايد!

همه افق

loading...
شادی کتابخانه رنگی 3 سال

+ من مَلاله هستم
پارس کلاب



آنها لبخند او را دزدیدند.
به یک نفر می توانیم چشم یا ریه بدهیم
اما ...
لبخندِ هیچکس دوباره باز نمی گردد....


شادی شادی 3 سال

+ بعد از پایان
پارس کلاب


حافظه ی آدم دَر ندارد که آدم ها برای رفت و آمدشان، اجازه بگیرند.
در زندگیِ هر کس، چند نفری هستند که برای رد شدن از مرزِ ذهن،
ویزا لازم ندارند و خواسته و ناخواسته، همه جا با او هستند. تا پای گور هم.


شادی شادی 3 سال

+ بعد از پایان

پارس کلاب


آدم وقتی یک بار رابطه درست و حسابی را تجربه می‌کند بدل بودن بقیه را زود تشخیص می‌دهد.
دیگر سرش کلاه نمی‌رود. یعنی زندگی نمی‌تواند گولش بزند.