logo پارس کلاب
loading
reza
مشخصات
بیشتر
برخی دنبال شده‌گان همه
b-del73 reyhaneh SAN alinasiri17 azeroasla restive RAIN_DROPS nazaninam starsky erfane
اخرین بازدیدکنندگان 3020
parmeda seyyedmahmood aliye alinasiri17 azeroasla yeganehe zeynab-ballaaa A-Del
reza دِلـنَـوـآـزـآنــ 3 سال

در هوایت بی قرارم روز و شب
سر ز پایت بر ندارم روز و شب
روز و شب را همچو خود مجنون کنم
روز و شب را کی گذارم روز و شب؟!
جان و دل می خواستی از عاشقان
جان و دل را می سپارم روز و شب


reza سپیدار 3 سال

ای خوشا روزا که ما معشوق را مهمان کنیم
دیده از روی نگارینش نگارستان کنیم
گر ز داغ هجر او دردی است در دل‌های ما
ز آفتاب روی او آن درد را درمان کنیم
چون به دست ما سپارد زلف مشک افشان خویش
پیش مشک افشان او شاید که جان قربان کنیم
آن سر زلفش که بازی می کند از باد عشق
میل دارد تا که ما دل را در او پیچان کنیم

reza سپیدار 4 سال

جز من را كه چاره نيست
بايدم تا زنده ام در درد زيست

عاشقم من ، عاشقم من ، عاشقم
عاشقي را لازم آيد درد و غم

راست گويند اين كه : من ديوانه ام
در پي اوهام يا افسانه ام

زان كه بر ضد جهان گويم سخن
يا جهان ديوانه باشد يا كه من

reza سپیدار 4 سال

ساقیا پُر کن به یاد چشم او جامی دگر
تا بسوی عالم مستی زنم گامی دگر

چشم مستت را بنازم ، تازه از راه آمدم
بعد ازین جامی که دادی ، باز هم جامی دگر

تا مگر مستانه بر گیرم قلم ، وز راه دور
باز بفرستم بسوی دوست پیغامی دگر

reza عِشق مَن عآشِقَم بآش 4 سال

بی پا و سر کردی مرا بی‌خواب و خور کردی مرا
در پیش یعقوب اندرآ ای یوسف کنعان من

از لطف تو چون جان شدم وز خویشتن پنهان شدم
ای هست تو پنهان شده در هستی پنهان من



reza دِلـنَـوـآـزـآنــ 4 سال

هفت آسمان را بردرم وز هفت دریا بگذرم
چون دلبرانه بنگری در جان سرگردان من


تا آمدی اندر برم شد کفر و ایمان چاکرم
ای دیدن تو دین من وی روی تو ایمان من



reza دِلـنَـوـآـزـآنــ 4 سال

پوشیده چون جان می روی اندر میان جان من
سرو خرامان منی ای رونق بستان من

چون می روی بی‌من مرو ای جان جان بی‌تن مرو
وز چشم من بیرون مشو ای مشعله تابان من



reza دِلـنَـوـآـزـآنــ 4 سال

او شراب بوسه می خواهد ز من
من چه گویم قلب پر امید را
او به فکر لذت و غافل که من
طالبم آن لذت جاوید را


reza reza 4 سال

سلام



reza عِشق مَن عآشِقَم بآش 4 سال

آنجا که ازدواجی بدون عشق صورت گیرد، حتمأ عشقی


بدون ازدواج در آن رخنه خواهد کرد.




reza عِشق مَن عآشِقَم بآش 4 سال

ای آنکه زنده از نفس توست جان من

آن دم که با تو‌ام، همه عالم ازان من



reza عِشق مَن عآشِقَم بآش 4 سال

طاق کسری شد خراب و بیستون برجای ماند



زانکه او را عشق پاک کوهکن بنیاد بود



reza عِشق مَن عآشِقَم بآش 4 سال

تا با توام، از تو جان دهم آدم را

وز نور تو روشنی دهم عالم را

چون بی‌تو بودم، قوت آنم نبود

کز سینه به کام خود برآرم دم را


reza عِشق مَن عآشِقَم بآش 4 سال

دلی دارم در آتش خانه کرده

میان شعله ها کاشانه کرده

دلی دارم که از شوق وصالت

وجودم را زغم ویرانه کرده


reza reza 5 سال

سلام


عصر دوستان خوش