logo پارس کلاب
loading

محفل شعر وادب

ﻭ ﮔﺎﻫﯽ ﺑﻪ ﺧﺎﻃﺮت !... ﻣﺎﻧﺪﻥ ﺭﺍ ﺗﺤﻤﻞ میکنم ! ﺭﻓﺘﻦ ﺍﺯ ﺩﺳﺖ ﻫﻤﻪ ﺑﺮ ﻣﯽ ﺁﯾﺪ ...
هر پستی دوست داشتی بزار اما وقتی از خودت چیزی بگی اسمتو تو پرانتز بنویس بزار زیر نوشتت باشه
حالا اگه خواستی شعری ازکسی بنویسی تو پرانتز میتونی اسم شاعرو زیر شعر بنویسی
پیوستن به گروه
مشخصات گروه
نوع گروه گروه عمومی
تعداد کاربران 112 کاربر
تعداد پست ها 16516 پست
شناسه گروه 192
فید آر اس اس
yagmur محفل شعر وادب 12 روز

زلال باشیم
زیبایی در زلالیست
اگر زلال باشیم
دنیا با تمام زیبایی
و خدا با تمام عظمتش
در ما منعکس و متجلی میشود
این اصل انسانیت است

loading...
yagmur محفل شعر وادب 12 روز

آنها که دل از الست مست آوردند
جانرا ز عدم عشق‌پرست آوردند

از دل بنهادند قدم بر سر جان
تا یک دل پر درد بدست آوردند

مولانا

loading...
yagmur محفل شعر وادب 12 روز

یکی ازمعدود آدمهایی که
واژه‌ی انسانیت برازندشونه
کسایی هستند که میدونند ممکنه
محبتشون جبران نشه☺ ️

ولی بازم محبت میکنند

loading...
yagmur محفل شعر وادب 12 روز

لایق تو کسی نیست جز آنکسی که:

تو را انتخاب میکند نه امتحان ...
تو را نگاه کند نه اینکه ببیند ...
تو را حس کند نه اینکه لمست کند ...
تو را بسازد نه اینکه بسوزاند ...
تو را بیاراید نه اینکه بیازارد ...
تو را بخنداند نه اینکه برنجاند ...
تو را دوست بدارد و بدارد و بدارد ...

"ﮔﺎﻫﯽ ﺧﻮﺩﺕ ﺯﻧﺪﮔﯽ ﮐﻦ"

loading...
yagmur محفل شعر وادب 12 روز

وقتی
جلوی راهم
سبز شدی که پاییز
از تمامِ درخت‌های شهر
بالا رفته بود و باد
خاطراتمان را کفِ خیابان ریخته بود...
خاطراتی که سالها
لا به لای شعرهایمان خاک می خورْد
وَ هر روز خط های بیشتری
بر پیشانیِ دفترمان می‌انداخت!
حالا آمده‌ای
و رو به رویم ایستاده‌ای
وَ هوای بینِ ما آنقدر سرد است
که می‌ترسم حتّی یک لحظه
حرف‌هایم را از دهانم دربیاورم
می‌ترسم
بغض ، ببندد راهِ گفتنم را
وَ اشک‌ها هرگز
به رشته‌ی گریه در نیایند !
دیر آمدی ،
آنقدر که زندگی را
به چهار فصل باخته‌ام
وَ قلبم دیگر
با هیچ گناهِ عاشقانه‌ای گُر نمی‌گیرد...!

بیشتر...

loading...
yagmur محفل شعر وادب 12 روز

مردهاکه میروند
واقعامیروند
شوخی ندارند
اماهیچ زنی واقعا
نمیرود...
اصلازنهاپای رفتن ودل
جاگذاشتن ندارند
هیچ زنی واقعانمیرود
فقط ترکت میکند
تادنبالش بروی...

loading...
yagmur محفل شعر وادب 12 روز

دیر نکن !
به موقع بیا ...
گاهی اوقات
دیر رسیدن،
بدتر از هرگز نرسیدن است ...

loading...
yagmur محفل شعر وادب 12 روز

همه ی آنهایی که مرا می شناسند
می دانند چه آدم حسودی هستم
و همه ی آنهایی که تو را میشناسند ..

لعنت به آنهایی که تو را می شناسند...

loading...
yagmur محفل شعر وادب 12 روز

دلتنگی را بهانه کرده ای برای بازگشت به آغوش خاطراتمان
اما حواست نیست
فراموشکار شده ای...
آدمی که روبروی تو ایستاده همان آدم قبل است که گفتی نمیخواهی "به درد هم نمیخوریم"...
من تو را همان شب برای ابد از یاد بردم...
چیزی از تو در خاطرم نیست...
دلتنگیت را بردار و تا همیشه برو...
که این آدم سرد دیگر به درد دلت نخواهد خورد...

loading...
yagmur محفل شعر وادب 12 روز

ناگهان در کوچه دیدم بی‌وفایِ خویش را
‏باز گم کردم ز شادی دست و پایِ خویش را

‏گفته بودم بعد ازین باید فراموشش کنم
‏دیدمش وز یاد بردم
گفته‌هایِ خویش را...


‏⁧

loading...
yagmur محفل شعر وادب 12 روز

فوق العاده زیباست این متن...

وقتی ناراحتی تصمیم نگیر

وقتی دیر میشه عجله نکن

وقتی یکیو دوسش داری زود بهش نگو بذار خودش بفهمه

وقتی خیلی خوشحالی به کسی قول نده

وقتی یکی دلتو شکست سر یکی دیگه تلافی نکن

وقتی بغضت گرفته پیش هرکی گریه نکن شاید همون دشمنت باشه از ته دل خوشحال بشه

وقتی با یکی قهر کردی پشت سرش حرف نزن شاید دوباره بخوای باهاش دوست بشی

و آخرش اینکه اگر خودت دلت پاکه،

فکر نکن همه مثل خودت هستند و از همه انتظار مشابه نداشته باش..

loading...
yagmur محفل شعر وادب 12 روز

گاهی باید نقشِ "خدا" را بازی کنیم
باید رفت به بالای بلندترین نقطه ی شهر!
روز و شبش فرقی ندارد
باید زل زد...
زل زد به آدمهایی که شبیهِ همین شهر اند
بعضی "شلوغ"و
بعضی "خلوت"...
به روابط "یکطرفه"و "دو طرفه" شان
به آدم هایی که "بن بست" اند
به آدمهایی که افکارِ "کوتاه" و "بلند" دارند
به آدمهایی که بعضاً "پاک" و
بعضاً "آلوده"اند
به آدمهایی که شاید ظاهری "نوساز" داشته باشند،
اما بنایی کاملاً "فرسوده" دارند
گاهی برای اینکه خودمان را
زندگیِ مان را بهتر ببینیم،
بهتر بشناسیم،
باید خودمان را زمین بگذاریم و تا میتوانیم فاصله بگیریم!
گاهی باید خدا شویم تا ببینیم اطرافمان چه میگذرد...
این شهر "عشق" را کم دارد
"دوست داشتن" را

بیشتر...

loading...
yagmur محفل شعر وادب 12 روز

@.....─═हई♚ امیــــــد ♚ईह═─.....
تو مال من باش...
به چشمهایت قسم
تمام عصرهای جمعه
مثل باران به همین پنجره خواهم خورد
تاباذوق پنجره راباز کنی
چشمهایت راببندی
ودست هایت را به صورتم گره بزنی!
تعجب نکن اما
تو اگر مال من باشی...
جمعه هاعاشقانه هایم
از زمین به آسمان میبارد!
برای من نه
برای آنها که سالهاست
معجزه ندیده اند میگویم ...
تو ٬ مال من باش!

loading...
yagmur محفل شعر وادب 22 روز

...

loading...
yagmur محفل شعر وادب 22 روز

قشلاق کرده‌ام به تو از دست زندگی
چندی‌ست پایتخت جهانم اتاق توست

loading...