پارس کلاب
loading

محفل شعر وادب

ﻭ ﮔﺎﻫﯽ ﺑﻪ ﺧﺎﻃﺮت !... ﻣﺎﻧﺪﻥ ﺭﺍ ﺗﺤﻤﻞ میکنم ! ﺭﻓﺘﻦ ﺍﺯ ﺩﺳﺖ ﻫﻤﻪ ﺑﺮ ﻣﯽ ﺁﯾﺪ ...
هر پستی دوست داشتی بزار اما وقتی از خودت چیزی بگی اسمتو تو پرانتز بنویس بزار زیر نوشتت باشه
حالا اگه خواستی شعری ازکسی بنویسی تو پرانتز میتونی اسم شاعرو زیر شعر بنویسی
پیوستن به گروه
مشخصات گروه
نوع گروه گروه عمومی
تعداد کاربران 99 کاربر
تعداد پست ها 15723 پست
شناسه گروه 192
فید آر اس اس
برچسب های محبوب
yagmur محفل شعر وادب 8 روز

...

yagmur محفل شعر وادب 8 روز

چای که سرد میشه روش آب جوش میریزن گرم میشه…
درسته , گرم میشه اما کمرنگ میشه…!!!!!!

رابطه های ما با دیگران هم همینه…
میشه دوباره زندش کرد امامثل اول نمیشه.... نه نمیشه......نه رنگش، نه طعمش
مواظب رابطه ها باشید....
تا لازم نشه روش آب جوش بریزید...

زندگیتون پر از رابطه های غلیظ.

@majid

jalal محفل شعر وادب 9 روز

نازنیــن آمـد و دستی به دل مــا زد و رفت
پرده‌ی خلـــوت ایــن غمـکده بالا زد و رفت

کنـج تنهایی مـــا را به خیـــالی خوش کرد
خواب خورشید به چشـم شب یلـدا زد و رفت

درد بی‌عشـــقی مــا دیـــد و دریـغش آمد
آتش شـــوق درین جان شکیبــــا زد و رفت

خرمن ســـوخته‌ی ما به چـه کارش می‌خورد
که چو برق آمد و در خشک و تر ما زد و رفت

jalal محفل شعر وادب 9 روز

زاهدی مهمان پادشاهی بود چون به طعام
بنشستند کمتر از آن خورد که ارادت او بود و
چون به نماز برخاستند بیش از آن کرد که
عادت او تا ظنّ صلاحیت در حق او زیادت
کنند.

ترسم نـــــرسی به کعبـه‌ ای اعـرابی
کین ره که تو میروی به ترکستان است

گفت: در نظر ایشان چیزی نخوردم که به
کار آید.
گفت: نماز را هم قضا کن که چیزی نکردی
که به کار آید.

تا چه خواهی خریدن ای معذور
روز درمانــــدگی به سیم دغل

jalal محفل شعر وادب 9 روز

گر چه دانم که به وصلت نرسم بازنگردم
تا در این راه بمیـرم که طلبـکار تو باشم

نه در این عالم دنیـا که در آن عالم عقبی
همچـنان بر سر آنـم که وفـادار تو باشم

jalal محفل شعر وادب 9 روز

جان ماکسول ميگويد
به خاطر بسپار
زندگی بدون چالش
مزرعه بدون حاصل است.

تنها موجودی که با نشستن
به موفقیت می رسدمرغ است.

زندگی ما با تولدشروع نمی شود؛
با تحول آغاز میشود.

jalal محفل شعر وادب 9 روز

بزرگی هست در دنیا ،خدا نام

که با یادی کند، دلها،چه آرام

"به نام خداوند بخشنده مهربان"

yagmur محفل شعر وادب 10 روز

آن شب قدری که گویند اهل خلوت امشب است
یا رب این تاثیر دولت در کدامین کوکب است
تا به گیسوی تو دست ناسزایان کم رسد
هر دلی از حلقهای در ذکر یا رب یا رب است

yagmur محفل شعر وادب 10 روز

..

yagmur محفل شعر وادب 11 روز


مادربزرگ همیشه می گفت دردِ تن یک جا نمی ماند،
کلیه می زند به کمر، کمر می زند به پا، پا می زند به قلب،
می گفت درد هی توی تنت تقسیم می شود.

اما درد روح، قُلمبه می شود یک جا امانت را می برد،
هرکسی هم که از راه برسد و بپرسد چه مرگت است؟
فقط می شود دستت را روی زانو و کمرت بگذاری و ناله کنی که تیر می کشد.
درد روح را نمی شود نشان کسی داد...

yagmur محفل شعر وادب 11 روز

نُت سکوت، یکی از جالب ترین پارادوکس های دنیاست... !
توی موسیقی که آوا ها حرف اول رو میزنن، این نت به اندازه یه ضربه سکوت میکنه.
بدون این نت، اکثر آهنگ ها خراب میشن و ارزششون رو از دست میدن و گاهی بی معنا میشن.
اما با این همه جالب اینه که نت سکوت، جزو نت اصلی نیست ... !
حال و هوای ما آدما هم خیلی شبیه نت هاس...!
اوج و فرود داره..
اما بعضی جاها واسه حفظ ارزش خودمونم که شده ، فقط باید سکوت کنیم ...!
سکوتی به اندازه یک ضربه.

yagmur محفل شعر وادب 11 روز

«زمان» همه را، یکسان از پا می اندازد.
مثلِ آن درشکه چی که به اسبِ پیرش
شلاق می زند،

اما تازیانه ای که «زمان» به ما می زند،
ملایمتِ ترسناکی دارد.
فقط چندتایی از ما
می فهمیم که کتک خورده ایم!

yagmur محفل شعر وادب 11 روز

سکــــوت می کنم

و

وزن جهــــان را تنهــــا به دوش می کشــــم!

yagmur محفل شعر وادب 11 روز

درد دارد ...
وقتي ساعت‌ها مي‌نشيني
به حرف هايي که هيچ وقت قرار نيست بگويي
فکر مي‌کني

yagmur محفل شعر وادب 11 روز

آیـــنه چــو شکست

قــابی سیاه و خالــی از او بجای مــاند

با یـــاد دل که آیــــنه ای بود

در خــود گریســتم

بی آیـــنه چگونه درین قـــاب زیستم..!


فریدون مشــیری