تبلیغات
پارس کلاب
loading

محفل شعر وادب

ﻭ ﮔﺎﻫﯽ ﺑﻪ ﺧﺎﻃﺮت !... ﻣﺎﻧﺪﻥ ﺭﺍ ﺗﺤﻤﻞ میکنم ! ﺭﻓﺘﻦ ﺍﺯ ﺩﺳﺖ ﻫﻤﻪ ﺑﺮ ﻣﯽ ﺁﯾﺪ ...
هر پستی دوست داشتی بزار اما وقتی از خودت چیزی بگی اسمتو تو پرانتز بنویس بزار زیر نوشتت باشه
حالا اگه خواستی شعری ازکسی بنویسی تو پرانتز میتونی اسم شاعرو زیر شعر بنویسی
پیوستن به گروه
مشخصات گروه
نوع گروه گروه عمومی
تعداد کاربران 99 کاربر
تعداد پست ها 15642 پست
شناسه گروه 192
فید آر اس اس
برچسب های محبوب
yagmur محفل شعر وادب 2 روز

???? امشب که شب مبعث احمد باشد
???? مشمول همه عطای سرمد باشد
???? یا رب چه شود طلوع صبح فردا
???? صبح فرج آل محمد باشد ...
???? عید بزرگ مبعث مبارک باد

zahra محفل شعر وادب 6 روز

جدیدترین اهنگ امین رستمی...نفسم رفت

تورو دیدم نفسم رفت دل تنگم از دستم رفت

عاشقی بود احساس من تو خود عشقی واسه من

خدا عشقم ازم دوره خدا قلبم چه صبوره

خودت اینجا توی قلبم چرا دستات اینقد دوره

چی آوردی به سرم که یه عمره من در به درم

دیگه هرجوری شده دل تو رو باید ببرم

چی آوردی به سرم چی آوردی به سرم ….....

http://next1.ir/%d8%af%d8%a7%d9%86%d9%84%d9%88%d8%af-%d8%a2%d9%87%d9%...%85/
jalal محفل شعر وادب 11 روز

یک سلام صمیمی????
يك دنيا ارادت
يك جام شفق
تقدیم به دوستانی
که بهانه مهر
و سرآمدِ عشقند
وجودتان سبز و
امروزتان پر از مهربانی
صبح بخیر دوستان????

jalal محفل شعر وادب 11 روز

دلبرا . . .
در هوس ديدن رويت
دل
من تاب ندارد
نگهم خواب ندارد
قلمم گوشه دفتر
غزل ناب ندارد
همه گويند به انگشت اشاره
مگر اين عاشق دلسوخته ...
دلدار ندارد

jalal محفل شعر وادب 11 روز

روشن تر از خاموشی ،
چراغی ندیدم . . .
و سخنی به از بی سخنی ،
نشنیدم . . .

ساکن سرای سکوت شدم
و صدره ی صابری در پوشیدم

مرغی گشتم ،
چشم او ، از یگانگی
پَر او ، از همیشگی . . .
در هوای بی چگونگی ، می پریدم

کاسه ای بیاشامیدم ،
که هر گز ، تا ابد . . .
از تشنگی او سیراب نشدم . . .

????بایزید بسطامی

jalal محفل شعر وادب 11 روز

یک جرعه ز جام تو تمامست تمام

جز عشق تو در دلم کدامست کدام

در عشق تو خون دل حلالست حلال

آسودگی و عشق حرامست حرام


jalal محفل شعر وادب 11 روز

???? معشوقی، عاشق خود را به خانه دعوت کرد و کنار خود نشاند.
عاشق بلافاصله تعداد زیادی نامه که قبلاً در زمان دوری و جدایی برای یارش نوشته بود، از جیب خود بیرون آورد و شروع به خواندن کرد.
نامه‌ها پر از آه و ناله و سوز و گداز بود،
خلاصه آنقدر خواند تا حوصله معشوق را سر برد.
معشوق با نگاهی پر از تمسخر و تحقیر به او گفت:
این نامه‌ها را برای چه کسی نوشته‌ای؟
عاشق گفت:
برای تو ای نازنین!
معشوق گفت:
من که کنار تو نشسته‌ام و آماده‌ام تو می‌توانی از کنار من لذت ببری.
این کار تو در این لحظه فقط تباه کردن عمر و از دست دادن وقت است.
عاشق جواب داد:
بله، می‌دانم من الآن در کنار تو نشسته‌ام، اما نمی‌دانم چرا آن لذتی که از یاد تو در دوری و جدایی احساس می‌کردم اکنون که در کنار تو هستم چنان احساسی ندارم؟

معشوق می‌گوید:
علتش این است که تو، عاشق حالات خودت هستی نه عاشق من.
برای تو، من مثل خانه معشوق هستم نه خود معشوق. تو بسته حال هستی ، و ازین رو تعادل نداری.
مرد حق بیرون از حال و زمان می‌نشیند.
او امیر حالها ست و تو اسیر حالهای خودی.
برو و عشق مردان حق را بیاموز و گرنه اسیر و بنده حالات گون
بیشتر...

yagmur محفل شعر وادب 16 روز

..........

yagmur محفل شعر وادب 18 روز

...........

yagmur محفل شعر وادب 18 روز

...........

yagmur محفل شعر وادب 18 روز

..........

yagmur محفل شعر وادب 18 روز

yagmur محفل شعر وادب 18 روز

.........

yagmur محفل شعر وادب 18 روز

همیشه بهم میگفت زندیگیمی... وقتی داشت میرفت گفتم مگه زندگیت نبودم؟ جواب داد آدم واسه رسیدن به عشقش از زندگیشم باید بگذره

yagmur محفل شعر وادب 18 روز

پیشاپیش روز پدر دوستان مبارک باد