تبلیغات
پارس کلاب
loading

محفل شعر وادب

ﻭ ﮔﺎﻫﯽ ﺑﻪ ﺧﺎﻃﺮت !... ﻣﺎﻧﺪﻥ ﺭﺍ ﺗﺤﻤﻞ میکنم ! ﺭﻓﺘﻦ ﺍﺯ ﺩﺳﺖ ﻫﻤﻪ ﺑﺮ ﻣﯽ ﺁﯾﺪ ...
هر پستی دوست داشتی بزار اما وقتی از خودت چیزی بگی اسمتو تو پرانتز بنویس بزار زیر نوشتت باشه
حالا اگه خواستی شعری ازکسی بنویسی تو پرانتز میتونی اسم شاعرو زیر شعر بنویسی
پیوستن به گروه
مشخصات گروه
نوع گروه گروه عمومی
تعداد کاربران 99 کاربر
تعداد پست ها 15689 پست
شناسه گروه 192
فید آر اس اس
برچسب های محبوب
yagmur محفل شعر وادب 2 روز

حلول ماه مبارک رمضان، بهار قرآن، ماه عبادتهای عاشقانه ، نیایش های عارفانه و بندگی خالصانه را به همگی شما عزیزان تبریک عرض می کنیم.

yagmur محفل شعر وادب 2 روز

وه که جدا نمی‌شود نقش تو از خیال من
تا چه شود به عاقبت در طلب تو حال من

ناله زیر و زار من زارترست هر زمان
بس که به هجر می‌دهد عشق تو گوشمال من

نور ستارگان ستد روی چو آفتاب تو
دست نمای خلق شد قامت چون هلال من

پرتو نور روی تو هر نفسی به هر کسی
می‌رسد و نمی‌رسد نوبت اتصال من

خاطر تو به خون من رغبت اگر چنین کند
هم به مراد دل رسد خاطر بدسگال من

برگذری و ننگری بازنگر که بگذرد
فقر من و غنای تو جور تو و احتمال من

چرخ شنید ناله‌ام گفت منال سعدیا
کاه تو تیره می‌کند آینه جمال من

yagmur محفل شعر وادب 2 روز

...

yagmur محفل شعر وادب 2 روز

انسانها در قلبهائی که عاشقشان هستند برای همیشه خواهند ماند

حتی اگر دیگر نباشند

دور شوند

و یا حتی بعد از مرگ!

زیرا آن کسی که می ماند

قسمتی از قلبش به همراه او که رفته است می رود

و یا در خاک دفن میگردد

و آنچه می ماند از قلبش سرشار از آن قسمتی ست که نیست.

می شود فراموش شد برای همیشه

و می شود جاودان ماند در قلبها و یادها تا ابد.

بستگی دارد چقدر قلبی را گرم کرده ایم

yagmur محفل شعر وادب 2 روز

...

jalal محفل شعر وادب 16 روز

هیچ چیز دو بار اتفاق نمی افتد، هیچ تکراری در کار نیست، هیچ راهی دو رهرو ندارد، هیچ تجربه ای دو بار تکرار نمی شود. آنچه هست نو و منحصر بفرد است، با هر اراده ای راهی باز می شود و رهرو واردش می شود. این راه، خاص او و در واقع آفریده خود اوست.

yagmur محفل شعر وادب 18 روز

..

yagmur محفل شعر وادب 18 روز

...

jalal محفل شعر وادب 18 روز

:
این شعر فردوسی رو بخونید که ۹۰۰ سال پیش سروده،


*چو ناکس به ده کد خدایی کند*

*کشاورز باید گدایی کند ...*


در این خاک زرخیز ایران زمین

نبودند جز مردمی پاک دین

همه دینشان مردی و داد بود

وز آن ، کشور آزاد و آباد بود

چو مهر و وفا بود خود کیششان

گنه بود آزار کس پیششان

همه بنده ی ناب یزدان پاک

همه دل پر از مهر این آب و خاک

پدر در پدر آریایی نژاد

ز پشت فریدون نیکو نهاد

بزرگی به مردی و فرهنگ بود

گدایی در این بوم و بر ننگ بود

کجا رفت آن دانش و هوش ما

که شد مهر میهن فراموش ما ؟

که انداخت آتش در این بوستان

کز آن سوخت جان و دل دوستان ؟

چه کردیم کین گونه گشتیم خوار ؟

خرد را فکندیم این سان ز کار

نبود این چنین کشور و دین ما

کجا رفت آیین دیرین ما ؟

به یزدان که این کشور آباد بود

همه جای مردان آزاد بود

در این کشور آزادگی ارز داشت

کشاورز ، خود خانه
بیشتر...

jalal محفل شعر وادب 20 روز

" عاقبت بخیر شدن" زیباترین دعایی است که در حق کسی می توان کرد. می توان راههای بسیاری را آزمود، با روزگار به بازی های غریبی پرداخت، فراز و نشیب های مختلفی را به چشم دید، ولی آنچه که مهم است پایان راه است؛ و همین است که مادر و پدران دنیا دیده و تلخ و شیرین روزگار چشیده و پا به سن گذاشته برای فرزندانشان عاقبت به خیری را می طلبند..... آمین!

jalal محفل شعر وادب 20 روز

.... لحن نصیحت آمیزی به خود می گیرد و می گوید : " این کار را انجام بده، نمی توان برخلاف جریان آب شنا کرد" ؛ و من در می مانم که آیا اطمینانی هست که جریان آب همیشه جریانِ درستی باشد؟!

jalal محفل شعر وادب 20 روز

غیر از برخی دگرگونی های عظیم که گاه به یکباره در طبیعت روی می دهند سایر تغییرات عموما به آهستگی و تدریجا صورت می گیرند. انتظار تحولی بزرگ بدون برداشتن گامهای کوچک صرفا یک فانتزی فکری است و نتیجه ای در بر نخواهد داشت. جامعه ما به شدت به این گامهای کوچک ولی مداوم نیازمند است؛ از فرهنگ رانندگی گرفته تا حفظ محیط زیست؛ از احترام به حریم های شخصی گرفته تا بالا بردن آگاهی های فردی و جمعی. از خودمان آغاز کنیم، مطمینا نتیجه خواهیم گرفت.

jalal محفل شعر وادب 20 روز

حالا که آمدی
حرفِ ما بسیار،
وقتِ ما اندک،
آسمان هم که بارانی‌ست ...!

jalal محفل شعر وادب 20 روز

ما چند لایه ایم، لایه هایی ضخیم که هر کدام بُعد خاصی از ذات و شخصیت و درونمان را باز می تاباند. لایه اول، چهره ای است رسمی که با دقت و توجه و وسواس آن را به اطرافیان و همکاران و آشنایان و به طور عموم به جامعه نشان می دهیم. لایه دوم چهره صمیمی تر ماست، خانواده و دوستان نزدیک و هر کسی که از محدوده اول رد شود به این چهره نزدیکتر می شود و ما را با آن می شناسد و قضاوت می کند. لایه سوم، خودِ درونی ماست، هیچکس نمی تواند به آن نفوذ کند، کسی این چهره را نمی بیند، حتی گاه خودمان هم با آن بیگانه ایم و تنها در شرایطی خاص با او خلوت می کنیم و گپ می زنیم، این چهره، خودِ واقعی ماست!
بیشتر...

jalal محفل شعر وادب 20 روز

سه چیز ز من ربوده‌ای بگزیده

صبر از دل و رنگ از رخ و خواب از دیده



مولانا ????