تبلیغات
پارس کلاب
با کلیک روی تبلیغات از ما حمایت کنید...
loading

حسین پناهی

شب در چشمان من است
به سیاهی چشمانم نگاه کن
روز در چشمان من است
به سفیدی چشمانم نگاه کن
شب و روز در چشمان من است
به چشم های من نگاه کن
پلک اگر فرو بندم
جهانی در ظلمات فرو خواهد رفت …
پیوستن به گروه
مشخصات گروه
نوع گروه گروه عمومی
تعداد کاربران 46 کاربر
تعداد پست ها 45 پست
شناسه گروه 91
فید آر اس اس
رضا نعمتی حسین پناهی 3 سال

خاطره ای از زنده یاد استاد خسرو شکیبایی

سر صحنه بودیم که حسین (پناهی) داشت دیالوگهارو تمرین میکرد
کودکی دست فروش پیش ما اومد و جالب بود که
هیچ کدوم از مارو نمی شناخت
بلند گفت:آقا تورو خدا ازم آدامس بخرید..
حسین با دیدن بچه رنگش عوض شد... یخورده با بچهه صحبت کرد
بعد دستش رو گرفت و برد پیشه آقای جلیلی(مسئول تدارکات) و گفت: این همکار جدید شما تا آخر پروژه هست.
حقوقشم خودم میدم
وقتی از حسین دلیل کارش رو پرسیدم .گفت:
به جای دادن یه ماهی خواستم ماهیگیری رو یادش بدم
این بچه آینده مملکته...!!!

jalal حسین پناهی 3 سال

ذ

jalal حسین پناهی 3 سال

تو مثل راز پاييزي و من رنگ زمستانم
چگونه دل اسيرت شد قسم به شب نمي دانم
بدون تو شبي تنها و بي فانوس خواهم مرد
دعا كن بعد ديدار تو باشد وقت پايانم

jalal حسین پناهی 3 سال

پارس کلاب

(✿◠‿◠)마쉬멜로우 حسین پناهی 4 سال توسط موبایل

نیستیم ! به دنیا می آییم عکس ِ یک نفره می گیریم ! بزرگ می شویم ، عکس ِ دو نفره می گیریم ! پیر می شویم ، عکس ِ یک نفره می گیریم … و بعد دوباره باز نیستیم "حسین پناهی"

عـــاطــی ... حسین پناهی 4 سال

شب در چشمان ِ من است به سياهي چشمان من نگـــاه كن

روز در چشمان من است به سفيدي چشمان من نگاه كن


شب و روز در چشمان من است به چشمان من نگــاه كن

پلك اگر فرو بــندم جهاني در ظلمات فرو خواهد رفـــت

"حـــــسين پناهي"

رضا نعمتی حسین پناهی 4 سال

را بـاز کن
و از ایـن مـطـبـوعِ لـذت بـبـر
خـوشـبـخـتـانـه ارثِ پـدرِ نـیـسـت . . .
(حسین پناهی)

رضا نعمتی حسین پناهی 4 سال

مگسی را کشتم، نه به این جرم که حیوان پلیدی است، بد است و نه چون نسبت سودش به ضرر یک به صد است، طفل معصوم به دور سر من می چرخید، به خیالش قندم … یا که چون اغذیه مشهورش - تا به این حد گندم !!! ای دو صد نور به قبرش بارد؛ مگس خوبی بود … من به این جرم که از یاد تو بیرونم کرد، مگسی را کشتم …
زنده یاد !
( قبلاً هم این پست رو ارسال کرده بودم!)

رضا نعمتی حسین پناهی 4 سال

زیباترین شعر دنیا..........

16 - Zibatarin Sher _ FR.mp3 504 کیلوبایت
AMiR حسین پناهی 4 سال

*می خواهم برگردم به روزهای کودکی آن زمان ها که : پدر تنها قهرمان بود .*
* عشــق، تنـــها در آغوش مادر خلاصه میشد *
*بالاترین نــقطه ى زمین، شــانه های پـدر بــود ... *
*بدتـرین دشمنانم، خواهر و برادر های خودم بودند . *
*تنــها دردم، زانو های زخمـی ام بودند. *
*تنـها چیزی که میشکست، اسباب بـازیهایم بـود *
*و معنای خداحافـظ، تا فردا بود...!*
استاد حسین پناهی

parastoo حسین پناهی 5 سال

به من خاطره یی بده!
به من خاطره یی بده،
ور نه صبح بچه ها کلاهم را کلفت تر خواهند کرد با برف
و به جای چشم،
برایم دو سیب زمینی پخته خواهند کاشت
مرحوم حسین پناهی

AMiR حسین پناهی 5 سال

مادربزرگ
گم کرده ام در هیاهوی شهر
آن نظر بند سبز را
که در کودکی بسته بودی به بازوی من...
من چشم خورده ام.من تکه تکه از دست رفته ام
(استاد بزرگم زنده یاد حسین پناهی)

AMiR حسین پناهی 5 سال

ککل
با تو
بی تو
همسفر سایه خویشم وبه سوی بی سوی تو می ایم
معلومی چون ریگ
مجهولی چون راز
معلوم دلی و مجهول چشم
استاد زنده یادحسین پناهی

AMiR حسین پناهی 5 سال

میزی برای کار
کاری برای تخت
تختی برای خواب
خوابی برای جان
جانی برای مرگ
مرگی برای یاد
یادی برای سنگ

این بود زندگی؟
حسین پناهی

رضا نعمتی حسین پناهی 5 سال