تبلیغات
پارس کلاب
loading

پیوند دوستی

معنی دوست:{د = دور از هم}،{و = واسه هم}،{س = سایه هم}،{ت = تا عمر داریم کنار هم}...
آدم ها را بدون اینکه به وجودشان نیاز داشته باشی ؛
دوست بدار !

کاری که خدا با تو می کند ...
پیوستن به گروه
مشخصات گروه
نوع گروه گروه عمومی
تعداد کاربران 279 کاربر
تعداد پست ها 20734 پست
شناسه گروه 222
فید آر اس اس
vahid پیوند دوستی 3 ساعت

پارس کلاب

پارس کلاب

پارس کلاب

vahid پیوند دوستی 6 ساعت

پارس کلاب

با حجابت پاسدار گوهر جان باش حرمت خون شهیدان را نگهبان باش

از حجابت گرم و جوشان جبهه جنگ است پوشش تو، با جهاد وجبهه همسنگ است

معنی آیات خون را هیچ مـــ ـــی دانی؟ پیک خونین وصیت نامه می خوانـــــی؟

سنگر رزمندگان گلگون و خون رنگ است پشت کردن بر پیام سرخ خون،ننگ است

زمزم عفت زبان و محتوا دامان تو جوشان عهد و میثاق شهیدان را مبر از یادگیرنده ها

قبله، خونین است و از پاکی وضوی ماست خواهرم؛ بیـــــداری تو آرزوی ماست
بیشتر...

vahid پیوند دوستی 6 ساعت

پارس کلاب

vahid پیوند دوستی 6 ساعت

به لبخندتان اجازه دهید تا دنیایتان را تغییر دهد ،

ولی :به دنیایتان اجازه ندهید که لبخندتان را تغییر دهد

vahid پیوند دوستی 20 ساعت

دل چو خالی شود از عشق ، به دور اندازش
شیشه چو بی باده گردید ، شکستن دارد

@

vahid پیوند دوستی 1 روز

برای به دست آوردن یک دل ، همانطور که هستی باش ...!
صداقت موثرترین تیری هستش که به قلب هدف میشینه ...
هدفت رو با نقشه های جور وا جور آلوده نکن ...!

vahid پیوند دوستی 1 روز

ادیب وعاقل ودانا کسی بود که سخن

به فـکر گـویـد وکم گـویـد و نکو گـویـد

vahid پیوند دوستی 1 روز

بی گناهی کم گناهی نیست در دیوان عشق
یوسف از دامان پاک خود به زندان رفته است

vahid پیوند دوستی 1 روز

زندگی بافتن یک قالیست ،
نه همان نقش و نگاری که خودت میخواهی ،
نقشه را اوست که تعیین کرده ،
تو در این بین فقط می بافی ، نقشه را خوب ببین،
نکند آخر کار قالی زندگیت را نخرند...

vahid پیوند دوستی 1 روز

ای آنکه در نگاهت حجمی زنور داری
کی از مسير کوچه قصد عبور داری؟
چشم انتظار ماندم، تا بر شبم بتابی
اي آنکه در حجابت دريای نور داری
من غرق در گناهم، کی می کنی نگاهم؟
برعکس چشمهايم چشمی صبور داری
از پرده ها برون شد، سوز نهانی ما
کوک است ساز دلها، کی ميل شور داری؟
در خواب ديده بودم، يک شب فروغ رويت
کی در سرای چشمم، قصد ظهور داری؟

vahid پیوند دوستی 1 روز

دلگیرم از مرغ هایی که دانه خوردنشان پیش ما بود ؛
و حالا برای دیگران تخم می گذارند؛
ولی می دانم روزی؛
بوی کباب شدنشان به مشامم می رسد

vahid پیوند دوستی 1 روز

مردی صبح از خواب بیدار شدودید تبرش ناپدیدشده شک کردکه همسایه اش آنرا
دزدیده باشد.برای همین،تمام روزاورازیرنظرگرفت.متوجه شدکه همسایه اش
دزدی ماهراست،مثل یک دزد راه می رود،مثل دزدی که چیزی راپنهان
میکند، پچ پچ می کند
، آن قدر از شکش مطمئن شدکه تصمیم گرفت به خانه
برگردد،لباسش راعوض کند،و نزدقاضی برود.اماهمین که واردخانه شد،تبرش را
پیدا کرد
.زنش آن راجابه جاکرده بود.مردازخانه بیرون رفت و دوباره همسایه اش
رازیرنظرگرفت ودریافت که اومثل یک آدم شریف راه میرود،حرف میزند،و رفتار
می کند
.

vahid پیوند دوستی 1 روز

جوانی وارد کوچه ای شد،پیرمردی ابتدای کوچه نشسته بود وبه جوان گفت
کوچه بن بست است،جوان
اعتنایی نکرد و رفت. وقتی که برگشت دید پیر شده است، همانجا نشست!

vahid پیوند دوستی 1 روز

روزی مردم حکیمی را دیدند که چوبی در دست داشت
و هر دو سر چوب آتش گرفته بود.از او پرسیدند:چه میکنی؟
گفت میروم تا با آتش یک سر چوب
دوزخ را بسوزانم و با سر دیگر آن بهشت را.
تا مردم فقط خدا را بخاطر خودش عبادت کنند!

vahid پیوند دوستی 1 روز

گنجشک بر روی شاخه نشسته بود ، از حرکاتش معلوم بود که با خدا قهر است.
گنجشک هیج نگفت. و خدا لب به سخن گشود:
با من بگو از آن چه تو را آزار میدهد . گنجشک گفت:
لانه کوچکی داشتم ، آرامگاه خستگی هایم بود و سر پناه بی کسی ام.
تو همان را هم از من گرفتی. این طوفان بی موقع چه بود؟
چه می خواستی از لانه محقرم؟ کجای دنیا را گرفته بودم؟
خدا با لبخندی آرام گفت :
ماری در راه لانه ات بود . باد را گفتم تا لانه ات را واژگون کند . آن گاه تو پر گشودی
خدا گفت: و چه بسیار بلاها که به واسطه محبتم از تو دور کردم
و تو ندانسته به دشمنی ام برخاستی.
اشک در دیدگان گنجشک نشسته و آرام گریست ...

بیشتر...