تبلیغات
پارس کلاب
با کلیک روی تبلیغات از ما حمایت کنید...
loading

چـِـرتـــُ و پـِــرتـــ

زندگی و شرایط تغییر میکنه ...من با شرایط زندگی میکنم...! مهم نیست که چـِـرتـــُ و پـِــرتـــ بگم...!مهم اینه که آدم باشم...!... سایت گروه چـِـرتـــُ و پـِــرت belarzon.ir
به چـِـرتـــُ و پـِــرتـــ هاي ما گوش كن بهتره از اين چـِـرتـــُ و پـِــرتـــ هايي ك ميشنويي عضو چـِـرتـــُ و پـِــرتـــ شو و چـِـرتـــُ و پـِرتـــ بگو....
پیوستن به گروه
مشخصات گروه
نوع گروه گروه عمومی
تعداد کاربران 242 کاربر
تعداد پست ها 25988 پست
شناسه گروه 224
فید آر اس اس
ارسان چـِـرتـــُ و پـِــرتـــ 6 ماه

جمله چرت تراز این
(من حااالم خووووبه )
هست عاااایا ؟؟؟

افسـانـﮧ چـِـرتـــُ و پـِــرتـــ 7 ماه

دیروز حوالے هواے عصر


از خیالم گذشت ڪـہ دارند ڪوچـہ را آب مے زنند
" آب زنید راه را، هیـטּ ڪـہ ... "

خودم را بـہ اشتیاق ڪوچـہ رساندم
اما تویے درڪار نبود !
اگر تو نبودے پس چرا اینقدر صداے درڪوبـہ شبیـہ تپش تند قلب مـטּ بود
اگر تو نبودے پس چرا اینقدر پلڪ چشم هایم مے زد؟
چرا اینهمـہ بلوا داشتند پرندہ ها؟
چرا انگشتانم میلرزید ؟
شب کہ شد فالگیرهاے شهرم گفتـند
فرا مے رسے از بلندے هاے مـاه
و مـטּ تمام شب ها را چشم بـہ آسماטּ دوختـہ ام
اما باز هم تویے درڪار نبود !!
امروز هم مثل همـہ روزهایے ڪـہ ندیدمت
مثل همـہ دلتنگے هاے ایـטּ اردےبهشت جهنمے
مثل همـہ چشم انتظارے هایم
چشم بـہ انتهاے ڪوچـہ دوختـہ ام
فڪر همـہ چیز را ڪردہ ام
اما بـہ تلخے ها فڪر نمیڪنم
همیـטּ ڪـہ تو بیایے همـہ چیز شیریـטּ مے شود






پ.ن :

"تــــــو"
هماטּ جــاטּ منے
ڪـہ گاهے مے رسے بـہ لبهایم ..
بیشتر...

افسـانـﮧ چـِـرتـــُ و پـِــرتـــ 9 ماه

امروز هم

می خواستم بگویم

" "...

درست مثل دیروز، یا حتّی قبل تر...!

امّا نمی دانم چرا

یک روز می شود "سلام"،

یک روز می شود"مراقب خودت باش"،

یک روز می شود...هیچ، بگذریم...!

اصلاً، لعنت بر مخترع "غرور" ...

افسـانـﮧ چـِـرتـــُ و پـِــرتـــ 9 ماه

ﻓﮑﺮﺵ ﺭﺍ ﻣﯽ ﮐﺮﺩﻡ
ﭼﻤﺪﺍﻥ ﺑﺮﺩﺍﺭﻡ ﻭ ﺩﻭﺭ ﺷﻮﻡ
ﺍﺻﻼ ﻧﺒﺎﺷﻢ ﺩﯾﮕﺮ !
ﺑﺮﻭﻡ ﺟﺎﯾﯽ ﭘﺎﯼِ ﺷﻤﻌﺪﺍﻧﯽ ﻫﺎﯾﻢ ﺑﻤﺎﻧﻢ
ﺑﺮﻭﻡ ﺟﺎﯾﯽ ﮐﻨﺎﺭِ ﺍﻗﺎﻗﯽ ﻫﺎ ﺁﻭﺍﺯ ﺑﺨﻮﺍﻧﻢ
ﺑﺮﻭﻡ ﻟﺒﺨﻨﺪﻡ ﺭﺍ ﺑﺒﺨﺸﻢ ﺑﻪ ﺧﻮﺭﺷﯿﺪ ﺍﺻﻼ
ﺑﺮﻭﻡ ﻭ ﻧﺒﺎﺷﻢ ﻭ ﻧﺒﯿﻨﻢ
ﺑﺮﻭﻡ ﻭ ﻧﮕﺬﺍﺭﻡ ﺑﻤﯿﺮﺩ ﺍﻣﯿﺪ
ﺑﺮﻭﻡ ﻭ ﺑﻨﻮﯾﺴﻢ ﻭ ﺗﻮ ﺑﺨﻮﺍﻧﯽ ﻭ ﻟﺒﺨﻨﺪ ﺑﺰﻧﯽ
ﻟﺒﺨﻨﺪ ﺑﺰﻧﯽ ﺑﻪ ﻣﻌﺸﻮﻗﻪ ﺍﺕ ﻭ ﺑﮕﻮﯾﯽ
ﻣﯽ ﺑﯿﻨﯽ ؟
ﺍﻭ ﺭﻭﺯﯼ ﻣﻦ ﺭﺍ ﺩﻭﺳﺖ ﺩﺍﺷﺖ
ﻭ ﻣﻦ ﺩﺭ ﺩﻝ ﺑﮕﻮﯾﻢ
ﺭﻭﺯﯼ ﻧﻪ ! ﻫﻨﻮﺯ ﻫﻢ
ﻓﮑﺮﺵ ﺭﺍ ﻣﯽ ﮐﺮﺩﻡ
ﺑﺮﻭﻡ ﺟﺎﯾﯽ ﮐﻨﺎﺭِ ﺧﺪﺍ ﺑﻨﺸﯿﻨﻢ
ﺑﺮﺍﯾﺘﺎﻥ ﻫﻤﻪ ﺟﺎ ﺭﺍ ﭘﺮ ﺍﺯ ﻋﻄﺮِ ﺗﺎ ﻫﻤﯿﺸﻪ ﮐﻨﺎﺭِ ﻫﻢ ﺑﻮﺩﻥ
ﺑﭙﺎﺷﻢ !
ﻓﮑﺮﺵ ﺭﺍ ﻣﯽ ﮐﺮﺩﻡ
ﻧﺒﺎﺷﻢ ﻭ ﺗﻮ ﺑﻤﺎﻧﯽ
ﺑﻤﺎﻧﯽ ﺩﺭ ﺩﻝ ﺑﻤﺎﻧﯽ ﺩﺭ ﺑﺎﻭﺭِ ﭘﺎﮎ
ﺑﻤﺎﻧﯽ ﺩﺭ ﺧﯿﺎﻝ
ﺳﻬﺮﺍﺏ ﺭﺍﺳﺖ ﻣﯽ ﮔﻔﺖ ﺷﺎﯾﺪ
ﺑﺎﻳﺪ ﺍﻣﺸﺐ ﭼﻤﺪﺍﻧﻲ ﺭﺍ -
ﻛﻪ ﺑﻪ ﺍﻧﺪﺍﺯﻩ ﭘﻴﺮﺍﻫﻦ ﺗﻨﻬﺎﻳﻲ ﻣﻦ ﺟﺎ ﺩﺍﺭﺩ، ﺑﺮﺩﺍﺭﻡ
ﻭ ﺑﻪ ﺳﻤﺘﻲ ﺑﺮﻭﻡ
ﻛﻪ ﺩﺭﺧﺘﺎﻥ ﺣﻤﺎﺳﻲ ﭘﻴﺪﺍﺳﺖ،
ﺭﻭ ﺑﻪ ﺁﻥ ﻭﺳﻌﺖ ﺑﻲﻭﺍﮊﻩ ﻛﻪ ﻫﻤﻮﺍﺭﻩ ﻣﺮﺍ ﻣﻲﺧﻮﺍﻧﺪ -
ﻣﻦ ﺑﺎﯾﺪ ﺑﺮﻭﻡ ﺍﻣﺎ ﺷﻤﺎ ﺑﻤﺎﻧﯿﺪ
ﺑﻤﺎﻧﯿﺪ ﻭ ﻋﺎﺷﻖ ﺷﻮﯾﺪ
ﺑﻤﺎﻧﯿﺪ ﻭ ﺍﻣﯿﺪ ﺑﺎﺷﯿﺪ
ﺑﻤﺎﻧﯿﺪ ﻭ ﺑﺎﻭﺭ ﮐﻨﯿﺪ ﺑﺎ ﻫﻢ ﺑﻮﺩﻥ
ﺗﻤﺎﻡِ ﺩﻧﯿﺎﺳﺖ ﺗﻤﺎﻡِ ﺧﻮﺑﯿﺴﺖ


بیشتر...

افسـانـﮧ چـِـرتـــُ و پـِــرتـــ 9 ماه

تصمیم گرفتم هر روز کمی از تو را فراموش کنم...

اشتباهم این بود که از چشمهایت شروع کردم!



[فرید صارمی]

افسـانـﮧ چـِـرتـــُ و پـِــرتـــ 9 ماه

دست خودش نیست...
پنج شنبه عطر نبودن دارد...

بسان دختری با موهای بافته,
که در پشت پنجره قدیمی خانه,چشم به راه مسافری نشسته است,
که بلیت برگشتش را گم کرده ,

ویا فردی که فراموشی دارد و آدرس خانه را, جا گذاشته است...

هفته ها می آیند و میگذرند,
خاطراتت میمانند و هجوم می آورند,
که تنهایی را بیشتر کنند...

پنج شنبه مثل خیال توست,
عطرش در خانه میماند...
و قصدش دوباره رفتن است...

افسـانـﮧ چـِـرتـــُ و پـِــرتـــ 9 ماه

می روی
برای تـــــــــــو راه می شوم !
تــــــــــــو می زنی
و
برای های گرفته ات نگاه می شوم !
خسته می شوی
و
برای تــــــــو
چه تکیه گاه می شوم . . . !
دلــــــــــــت گرفته است ؟
به پـــــــای های تـــــــو""
و و آه می شوم !
می کنی و مـــــــن""
به احتـــــــرام ""
به پنـــــــــاه می برم...
در سیاه می شوم . . . !
همیشه آخر تمام ها""
به چشم های که می رسم""
می کنم""
و باز برای آسمان گرفته ی تو می شوم ….
بیشتر...

افسـانـﮧ چـِـرتـــُ و پـِــرتـــ 9 ماه

گفتم برگرد
به خدا رفتنت ڪارے با دلم ڪرده
ڪه مرغهاى آسماטּ به حالم زار زار گریه مے ڪنند
تا ايـטּ گفته ام را شنيد
زير دنداטּ هايش حرفے جويد
و زود برگشت خانه
دم در هم جاے جواب سلامم
با حسے آميخته از اخم و ناز,

و گفت : ڪوووفت ..
بعدها باجناقم گفت
خواهر زنم گفته ،خواهرش يعنى زنم
آטּ لحظه تاريخے گفته
مرغها غلط مى ڪنند پاے صحبت شوهر مـטּ بنشينند
آرى ..


مثلا دوستت دارم
يڪجا يعنے
با مادرم مهرباטּ تر باش
جاے ديگر يعنے
تو درست مى گويى اما مـטּ قبول ندارم
بعضے اوقات هم دوستت دارم را
هماטּ دوستت دارمى مى شنوند
ڪه چشم به راهش بودند ...

پ.ن : دوصش دارم ...
بیشتر...

افسـانـﮧ چـِـرتـــُ و پـِــرتـــ 9 ماه توسط موبایل

ـچِشمـ ـچالهـ ـهایـِ ـمُنتَظر ... ـدَستـ ـشاخهـ ـهایـِ ـسَردُ ـخُشکـ ...

❤َ αlïsh ♫♪ چـِـرتـــُ و پـِــرتـــ 10 ماه

سلام

اقا من اعتراف میکنم چند سال پیش بخاطر پارس کلاب رفتم واسه خونمون وای فای گرفتم

هر کی این پست رو دید بیاد یه اعتراف کنه درمورد پارس

بقیه هم میبینن جالبه

♥سوگــند ♥ چـِـرتـــُ و پـِــرتـــ 11 ماه توسط موبایل

مردمان در من و حیرانی من، حیرانند من از آنکس که تو را بیند و حیران نشود حیرانم

❤َ αlïsh ♫♪ چـِـرتـــُ و پـِــرتـــ 12 ماه

مــــا تا میتونستیم پیش هم موندیم

دوســــتــــای صـــمـــیـــمی کــــارای قــــدیـــــمــــــی

ســــلام

@SΛƐƐD ♔
[email protected]
@#afaq
@♥سوگــند ♥
@Riri
@ஆ£LÏ ^_^ jĪղgʜiL

@و... کسایی که یادم نیست خطاب بزنم

پارس کلاب

♥سوگــند ♥ چـِـرتـــُ و پـِــرتـــ 12 ماه توسط موبایل

ز تمام بودنی ها "تو" فقط از آن من باش که به غیر با "تو" بودن دلم آرزو ندارد!❤️

سعید چـِـرتـــُ و پـِــرتـــ 1 سال

پارس کلاب

سعید چـِـرتـــُ و پـِــرتـــ 1 سال

یاد دارم در غروبی سرد سرد....
می گذشت از کوچه ما دروه گرد.
داد میزد:کهنه قالی میخریم.دسته دوم جنس عالی میخریم....کاسه و ظرف سفالی میخریم....
گر نداری .کوزه خالی میخریم..
اشک در چشمان بابا حلقه بست.....
عاقبت اهی کشید بغضش شکست....اول ماه هست و نان در سفره نیست...
ای خدا شکرت و لی این زندگیست؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
بوی نان تازه هوشش برده بود...اتفاقا مادرم هم روزه بود
خواهرم بی روسری بیرون دوید.
گفت:اقا؟
سفره خالی میخری؟؟.......................