logo پارس کلاب
loading

کتابخانه رنگی

جهت گسترش فرهنگ کتابخوانی تصمیم گرفتیم گروهی را راه اندازی کنیم تا سهم کوچکی در کتابخوان شدن داشته باشیم .
پیوستن به گروه
مشخصات گروه
نوع گروه گروه عمومی
تعداد کاربران 92 کاربر
تعداد پست ها 52 پست
شناسه گروه 239
فید آر اس اس
nazaniin کتابخانه رنگی 4 روز

حامد همایون....معجزه

عالیههههه

http://next1.ir/%d8%af%d8%a7%d9%86%d9%84%d9%88%d8%af-%d8%a2%d9%87%d9%...%ac/
afra کتابخانه رنگی 1 ماه

آهنگ فوق العاده از محسن ابراهیم زاده____عاشق شدن


عالیییییی

http://next1.ir/%d8%af%d8%a7%d9%86%d9%84%d9%88%d8%af-%d8%a2%d9%87%d9%...-48/
بـــارانا کتابخانه رنگی 4 ماه

-چرا رنجم می‌دهی؟
-چون دوستت دارم.
آنگاه او خشمگین می‌شد.
-نه، دوستم نداری. وقتی کسی را دوست داریم، خوشیش را می‌خواهیم نه رنجش را.
-وقتی کسی را دوست داریم، تنها یک چیز را می‌خواهیم: عشق را، حتی به قیمت رنج.
-پس، تو به عمد مرا رنج می‌دهی؟
-بله، برای این که از عشقت مطمئن بشوم.

– بارون درخت نشین اثر ایتالو کالوینو

شادی کتابخانه رنگی 10 ماه

+ آنتارکتیکا،هشتاد و نه درجه جنوبی
پارس کلاب

تمام بدبختی هام به خاطر یک دختر مو مشکی بود!
من یکی از بزرگترین کشف های تاریخ بشریت را انجام دادم، قرص فراموشی؛
وقتی در خدمت ارتش بودم کشفش کردم،کافی بود یکی از اون قرص ها رو بخوری
اون وقت کل حافظت پاک می شد و بعدش، یک زندگی جدید...
به درد سربازهایی می خورد که زندگیشون تو جنگ تباه شده بود!
یک ژنرال تصمیم گرفت واسه اولین بار امتحانش کنه،وقتی اون رو خورد کل حافظش پاک شد.
جز یک چیز ؛
یک دختر با موهای مشکی !
مدام از اون و نگاهش حرف می زد، حتی از نگین های روی
موهاش می گفت که مثل ستاره ها بودن....
بعضی ها هیچ وقت فراموش نمیشن!
ژنرال پاک دیوانه شد، من رو تبعید کردن به سردترین نقطه زمین،
به آنتارکتیکا، هشتاد و نه درجه جنوبی!


بیشتر...

شادی کتابخانه رنگی 10 ماه

+ دیدن دختر صد در صد دلخواه در صبح زیبای آوریل

پارس کلاب


چیزی که همه بتونن ببیننش ، نمی تونه چیز خیلی مهمی بشه ...


شادی کتابخانه رنگی 10 ماه

+ اپل و رین
پارس کلاب


او هم چشم‌هایش را می‌بندد و به من فکر می‌کند؟

او هم چشم‌هایش را می‌بندد و لبخند می‌زند؟


شادی کتابخانه رنگی 10 ماه

+ اپل و رین
پارس کلاب


وقتی برگردد حتما علتش را از او خواهم پرسید !

کاش الان این‌جا بود ....

کاش اصلا ترکم نکرده بود ...


شادی کتابخانه رنگی 10 ماه

+ بخاراى من _ ايل من
پارس کلاب


هر مردی در آرزوی دو برنو بود،
برنویی بر دوش و برنویی در آغوش!


شادی کتابخانه رنگی 11 ماه

+ آه استانبول
پارس کلاب


چشم هایش خاکستری بود .
هنگامی که از راهرو گذشته بود،
آن چشم ها بایست به این رنگ درآمده باشند ...


_ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _
آه استانبول را ...

شادی کتابخانه رنگی 11 ماه

+سرزمین گوجه های سبز
پارس کلاب


برای این مردم، هرگز خودت را تغییر مده!

چون اینان هر روز تو را به یک شکل می خواهند ،

شکلِ تصورات غلطشان که فکر می کنند ،

تنها حقیقت ِ درست ِ جهان است...


شادی کتابخانه رنگی 11 ماه

+ یک عاشقانه آرام
پارس کلاب


احتیاط باید کرد ...
همه چیز کهنه می شود,
و اگر کمی کوتاهی کنیم, عشق نیز...!


شادی کتابخانه رنگی 11 ماه

+ از این ولایت
پارس کلاب


_ ‏نیاز علی ندارد
+ حاضــر!
شناسنامه‌اش «نــَــدارد» بود ،
در کلاس من خیلی‌ها شناسنامه‌شان ندارد بود ...


شادی کتابخانه رنگی 11 ماه

+ تماماً مخصوص
پارس کلاب


بی معرفت !

چه جوری عواطف و خاطرات رو قورت دادی ؟

هسته آلبالو که نبود!


شادی کتابخانه رنگی 1 سال

+ پرسه در حوالی زندگی
پارس کلاب


نامه عاشقانه‌ای به من داد تا بدهم به سوفیا ...
سوفیا نامه‌اش را نخوانده پاره کرد و
کاغذ پاره‌ها را از توی پنجره ریخت پایین ....
بعد از آن بالا فریاد زد: «خفه شو و برو گمشو
غروب یکشنبه‌ای بود ....

روایت
انتخاب عکس

شادی کتابخانه رنگی 1 سال

+ ماتیلدا
پارس کلاب


اگر من معلم بودم، برای این والدین ِشیفته،

چیزهایی سر هم می کردم که حسابی بچزند!

مثلا می نوشتم:" پسر شما، ماکسیمیلیان، جدا افتضاح است!

خدا کند یک کسب و کار خانوادگی داشته باشید که بتوانید بعد از

ترک تحصیل، آن جا بچپانیدش!

وگرنه محال است جای دیگر کاری گیرش بیاید!