تبلیغات
پارس کلاب
loading

کافه احساس

دیشب که نمی دانستم به کدام یک از دردهایم بگریم… نشستم و کلی خندیدم!!! (دکتر شریعتی)
دستان گرمت را به من بده و به اینجا بیا, اینجا تنها جائی‌ هست که همه با یک هوا نفس میکشیم
پیوستن به گروه
مشخصات گروه
نوع گروه گروه عمومی
تعداد کاربران 275 کاربر
تعداد پست ها 20846 پست
شناسه گروه 167
فید آر اس اس
نظر سنجی :
@£¡€£ کافه احساس 15 ساعت توسط موبایل

این دنیا که تموم شد...ولی اون دنیاتو به کسی قول نده...

@£¡€£ کافه احساس 14 روز توسط موبایل

...

@£¡€£ کافه احساس 16 روز توسط موبایل

ﺗﻮﺭﺍﺣﺲ ﻣﯿﮑﻨﻢ ﻫﺮﺩﻡ...
ﮐﻪ ﺑﺎ ﭼﺸﻤﺎﻥ ﺯﯾﺒﺎﯾﺖ ﻣﺮﺍ ﺩﯾﻮﺍﻧﻪ ﮐﺮﺩﯼ...
ﻣﻦ ﺍﺯ ﺷﻮﻕ ﺗﻤﺎﺷﺎﯾﺖ...
ﻧﮕﺎﻩ ﺍﺯ ﺗﻮ ﻧﻤﯿﮕﯿﺮﻡ....
ﺗﻮ ﺯﯾﺒﺎﺗﺮ ﻧﮕﺎﻫﻢ ﻣﯿﮑﻨﯽ ﺍﯾﻨﺒﺎﺭ....
ﻭﻟﯽ...ﺍﻓﺴﻮﺱ...ﺍﯾﻦ ﺭﻭﯾﺎﺳﺖ....
ﺗﻤﺎﻡ ﺁﻧﭽﻪ ﺣﺲ ﮐﺮﺩﻡ،ﺗﻤﺎﻡ ﺁﻧﭽﻪ ﻣﯿﺪﯾﺪﻡ....
ﺗﻮ ﺑﺎ ﻣﻦ ﻣﻬﺮﺑﺎﻥ ﺑﻮﺩﯼ...
ﻭﺍﯾﻦ ﺭﻭﯾﺎ ﭼﻪ ﺯﯾﺒﺎ ﺑﻮﺩ....
ﻭﻟﯽ.... ﺍﻓﺴﻮﺱ.... ﮐﻪ ﺭﻭﯾﺎ ﺑﻮﺩ....
ﺧﺪﺍﯾﺎ : ﺍﯼ ﮐﺎﺵ ﺍﯾﻦ ﺭﻭﯾﺎﯼ ﺯﯾﺒﺎ ﺗﺒﺪﯾﻞ ﺑﻪ ﻭﺍﻗﻌﯿﺖ ﺑﺸﻪ /ﻫﺮ ﭼﻪ ﺯﻭﺩﺗﺮ....

@£¡€£ کافه احساس 16 روز توسط موبایل

ﻫﺮ ﺭﻭﺯ ﻛﻪ ﻣﻴﮕﺬﺭﻩ ﺍﺣﺴﺎﺳﻢ ﺑﻪ ﺗﻮ ﺑﻴﺸﺘﺮ ﻣﻴﺸﻪ 
ﺩﻝ ﺗﻨﮕﺘﺮ ﺍﺯ ﻗﺒﻞ ﻣﻴﺸﻪ
ﻋﺸﻘﻢ ﺑﻪ ﺗﻮ ﻋﻤﻴﻘﺘﺮ ﻣﻴﺸﻪ
ﻫﺮ ﺭﻭﺯ ﻟﺤﻈﻪ ﻫﺎ ﺭﺍ ﺑﺎ ﻳﺎﺩﺕ ﺳﺮ ﻣﻴﻜﻨﻢ
ﺑﻪ ﺩﻭﺭ ﺍﺯ ﺗﻮ ﺑﻮﺩﻥ ﻋﺎﺩﺕ ﻣﻴﻜﻨﻢ
ﺗﻨﻬﺎﻳﻲ ﺭﺍ ﺑﻴﺸﺘﺮ ﺑﺎﻭﺭ ﻣﻴﻜﻨﻢ
ﻫﺮ ﺭﻭﺯ ﺗﺮﺳﻢ ﺑﻴﺸﺘﺮ ﻣﻴﺸﻪ
ﺗﺮﺱ ﺍﺯ ﺑﺎﺯﻳﻬﺎﻱ ﺯﻣﻮﻧﻪ
ﺗﺮﺱ ﺍﺯ ﺩﺳﺖ ﺩﺍﺩﻥ ﺗﻮ
ﺗﺮﺱ ﺍﺯ ﺩﻝ ﺷﻜﺴﺘﻦ
ﺗﺮﺱ ﺍﺯ ﺟﺪﺍ ﺷﺪﻥ
ﻛﺎﺵ ﻫﻤﻴﺸﻪ ﻣﻨﻮ ﺗﻮ ﻋﺎﺷﻖ ﻫﻢ ﺑﺎﺷﻴﻢ
ﻛﺎﺵ ﻳﻪ ﺭﻭﺯﻱ ﻣﺎﻝ ﻫﻢ ﺑﺸﻴﻢ
ﻛﺎﺵ ﻫﻴﭻ ﺣﺴﻮﺩﻱ ﻋﺸﻖ ﻣﺎ ﺭﻭ ﭼﺸﻢ ﻧﺰﻧﻪ
ﻭ ﻧﺨﻮﺍﺩ ﺑﻴﻦ ﻣﺎ ﺟﺪﺍﻳﻲ ﺑﻨﺪﺍﺯﻩ
ﻛﺎﺵ ﻫﻤﻪ ﻋﺎﺷﻘﺎ ﻣﺎﻝ ﻫﻢ ﺑﺸﻦ
ﻫﻤﻪ ﻋﺎﺷﻘﺎ ﺑﺎ ﻋﺸﻘﺸﻮﻥ ﺧﻮﺵ ﺑﺎﺷﻦ.

@£¡€£ کافه احساس 17 روز توسط موبایل

......

@£¡€£ کافه احساس 18 روز توسط موبایل

دلم برا روزای اولی که اومده بودم پارس کلاب خیلی تنگ شده ... چ روزایی بود.. ارزومه برگردم به همون روزای اول ...

@£¡€£ کافه احساس 18 روز توسط موبایل

همه دخترا آرزو دارن همسر آیندشون روزی صد بار بهش بگه"دوستت دارم"
ولی بیشترشون با کسی ازدواج میکنن که سالی یبارم بهشون نمیگه دوستت دارم... این بدترین نوع شکنجس ..
مخصوصا اگه عاشق شوهرشون نباشن.

@£¡€£ کافه احساس 22 روز توسط موبایل

ستارخان در خاطراتش میگوید:
من هیچوقت گریه نکردم،
چون اگر گریه میکردم آذربایجان شکست میخورد
و اگر آذربایجان شکست میخورد ایران شکست میخورد.
اما در زمان مشروطه یک بار گریستم.
و آن زمانی بود که 9 ماه در محاصره بودیم بدون آب و بدون غذا.
از قرارگاه آمدم بیرون، مادری را دیدم با کودکی در بغل، کودک از فرط گرسنگی به سمت بوته علفی رفت و به دلیل ضعف شدید بوته را با خاک ریشه میخورد، با خودم گفتم الان مادر کودک مرا فحش میدهد و میگوید لعنت به ستارخان.
اما مادر، فرزند را در آغوش گرفت و گفت:
"اشکالی ندارد فرزندم، خاک میخوریم، اما خاک نمیدهیم."
آنجا بود که اشک از چشمانم سرازیر شد...

زنده و جاویدان باد نام کسانی که بخاطر عزت این مملکت و آب و خاک، جانانه ایستادند...
بیشتر...

@£¡€£ کافه احساس 22 روز توسط موبایل

امام چارم آوردی به دنیا..عروس حضرت زهرا مبارک
عبادتهای حیدر یاد آمد..که عید حضرت سجاد آمد

@£¡€£ کافه احساس 23 روز توسط موبایل

..

@£¡€£ کافه احساس 23 روز توسط موبایل

...

@£¡€£ کافه احساس 24 روز توسط موبایل

...

@£¡€£ کافه احساس 25 روز توسط موبایل

...

@£¡€£ کافه احساس 25 روز توسط موبایل

..

@£¡€£ کافه احساس 25 روز توسط موبایل

...