logo پارس کلاب
loading
alimo
مشخصات
بیشتر
برخی دنبال شده‌گان
idea A90
alimo alimo 3 ماه

شرمنده ی روی ماهتـــــــــــــــــــم سعدی جان!
اعــــــــــــــــضای مرا همین بنی آدم خــــورد....

alimo alimo 3 ماه

نفسم شاید دلیل زنده بودنم باشد

ولی بی شک

تو تنها دلیل همین نفسی

alimo alimo 4 ماه

اغلب شکست های زندگی برای افرادی رخ داده که موقع تسلیم شدن نمی دانستند چقدر به موفقیت نزدیک شده اند. / “توماس ادیسون”

alimo alimo 4 ماه

هنگامی که در شادی به روی انسان بسته می شود بلافاصله در دیگری باز می شود اما ما آنقدر به در بسته خیره می شویم که در باز شده را نمی بینیم. “هلن کلر”

alimo alimo 4 ماه

یجا خونده بودم که هر وقت داشتی میباختی بخند تا حریفت به بردش شک کنه????


سرعتم بالا بود
مامور نگه داشت جریمه می کرد????

نشستم زمین قهقه زدم????????

به جرم مصرف مواد مخدر دستگیر شدم،????

الانم تو دادگاهم دارم به قاضی می خندم،
هی میگه اعدام????????????

به نظرتون کی نتیجه میده؟

alimo alimo 4 ماه

سعی کن آنقدر کامل باشی

که بزرگترین تنبیه تو

برای دیگران

گرفتن خودت از آنها باشد!

alimo alimo 4 ماه

خیره در روی تو هستم ای ماه
پر می کشد از عمق وجودم یک آه
تعبیر شد از حال دلم وزن اثر
لاحول و لا قوه الا بالله

alimo alimo 4 ماه

چند روزی ست در این عالم بیهوده و فرسوده و آلوده و شالوده به هم ریز و کفن خیز

که فانی تر از آن نیز در این عمر گرانمایه ی خود بنده ندیدم ،

به دنبال پناهی ز برای دل تاریک و سیه فام و بسی خام خودم می گردم...

در پی یافتن آن ته آرامش و آسایش این دل ، به راه افتادم...

سرگشته و حیران شدم و خسته و پرسان شدم از قرص قمر ، مهر چو زر...

از صدای وزش باد ، لا به لای برگ سرسبز چنار خانه ی مادر بزرگ...

از نوای شر شر باران و بوی دل نواز خاک در اردیبهشت...

از زمین و از زمان پرسیدم آن جایی که این قلب من آرامش در آن گیرد کجاست؟

یک صدا و مشترک گفتند بر من آن مکان:

آغوش خداست...
بیشتر...

alimo alimo 4 ماه

نسیمی دلنشین از سمت مشرق می وزید و تو چه آسان قلب من را می ربودی
عاشقت گشتم از آن گه که تو در بادی بهاری روسری از سر گشودی...

alimo alimo 4 ماه

کاغذی باید که بردارم...
و پای این قلم را من به روی سینه ی کاج تنومندی گذارم تا
خیالات رهایم را و شعرم را ، تمام فهم وذاتم را درون برگه ای از چوب بگذارم
که شاید من پس از مرگم درون کاغذی ، چوبی ، درختی ، شایدم ذهنی دگر بیدار باشم...
بشنوم من آن طنین دلنشین موج و ساحل را ، نوای شرشر باران و آواز قناری های تنها را...
ببینم دور دنیا را...
و اینک زندگی پایان نخواهد یافت دیگر...