پارس کلاب
loading
hojjat
______
مشخصات
بیشتر
اخرین بازدیدکنندگان 100
Asal14 sid omid20 mssprecious amiraali reza-shady BEHI_DJ
hojjat hojjat 6 سال

heartchat.ir/?Chat#

hojjat hojjat 6 سال

زندگی شاید آن لحظه مسدودی است
که نگاه من در نی نی چشمان تو خود را ویران می سازد ...
و در این حسی است
که من آن را با ادراک ماه و با دریافت ظلمت خواهم آمیخت ...
در اتاقی که به اندازه یک تنهایی است ...
دل منکه به اندازه یک عشق است ...
به بهانه ساده خوشبختی خود می نگرد !
به زوال گل ها در گلدان
به درختی که تو در باغچه خانه مان کاشته ای ...
به آواز قناری ها
که به اندازه یک پنجره می خوانند
آه !سهم من این است
سهم من این است
سهم من آسمانی است که آویختن پرده ای آن را از من می گیرد ...
heartchat.ir

hojjat hojjat 6 سال

گناه کردن پنهان، به از عبادت فاش

اگر خدای پرستی ، هواپرست مباش

به عین عُجب و تکبر نگه به خلق مکن

که دوستان خدا ممکن اند در اوباش

بر این زمین که تو بینی ،ملوک طبعانند

که ملک روی زمین پیششان نیرزد، لاش

به چشم کوته اغیار در نمی آیند

مثال چشمه ی خورشید و دیده ی خفاش

کرم کنند و نبینند بر کسی منت

قفا خورند و نجویند ،با کسی پرخاش

زدیگدان لئیمان،چو دیو بگریزند

نه دست ،کفچه کنند از برای کاسه آش

دل از محبت دنیا و آخرت خالی

که ذکر دوست توان کرد،یا حساب قماش

به نیکمردی ،در حضرت خدای قبول

میان خلق به رِندی و لاابالی باش

کمال نفس خردمند نیکبخت آن است

که سرگران نکند بر قلندر قلاش

مقام صالح و فاجر هنوز پیدا نیست

نظر به حُسن معاد است نه به حسن معاش

اگر ز مغز حقیقت به پوست خرسندی

تو نیز جامه ازرق بپوش و سر بتراش

مراد اهل طریقت لباس ظاهر نیست

کمر به خدمت سلطان ببند و صوفی باش

وزآنچه فیض خداوند بر تو می پاشد

تو نیز در قدم بندگان او می پاش

چو دور دور تو می باش،مراد خلق بده

چو دست دست تو باشد ،درون کس مخراش
بیشتر...

hojjat hojjat 6 سال

heartchat.ir
khane toooo byaaa
chat

hojjat hojjat 6 سال

گاهی تمام آنچه می خواهم،

دفتری است برای از تو نوشتن،

قلبی که اندوهم را بفهمد

و دستی که گونه های ترم را نوازش دهد

اینجا و تمام آنچه با من است

بوی خوش تو می دهد

لحظه ها رنگ تو را پوشیده اند

و من، از عطر سرشار حضورت، مستم

با دست های یخ زده ام بخارهای اندوه را

و حضورت را به رخ لحظه های تنهایی می کشم.

heartchat.ir

hojjat hojjat 6 سال

من از بالِ جنوب آمده ام

تو از شرم شمال،

بگذار کنار بوسه ی سردِ تو

خاب گندم و کبوتری بی سر ببینم،



آخر چه فرق می کند دستمال تو

به رنگ کدام باران بی زخم از باد پائیز باشد ها؟



تنها توآیینه را بیاور و

برابرِ چشمهای دریا بگیر ،



خواهی دید

پرنده ای ناصبور آه می کشد و می خواند،

من از بال جنوب آمده ام تا حوالی شرم شمال

اما به خاب چشمهای تو راهم نمی دهند ... . heartchat.ir

hojjat hojjat 6 سال

هــر شب در رویــاهایم

تو را می بینـــم , تو را حــس می کنم

من اینگونه تو را می شنــــاسم و همینطور

از ورای فاصــله ای طولانی , و فضایی که بیــن ما وجود دارد

تو آمده ای که خود را به من نشـــان دهی و همینطور

نزدیک , دور , هـــر کجا که هستی

من اعتقاد دارم که قلبــــم به تپش ادامه خواهد داد

یکبار دیگر , در را باز می کنی و وارد قلبـــــــم می شوی

و قلبـــــم به تپش ادامه خواهد داد

عشق را فقط یکــبار که به آن دست یابی , تا آخر عمر با تو خواهد بود

و هرگـــز عشقت را از دست نده , تا زمانی که زنده ایم

عشـــق , زمانی بود که من عاشق تو شدم

در یک زمان حقیقی , تو را در آغـــوش گرفتم

و زندگـــــی ما کماکان ادامه خواهد یافت

نزدیک , دور , هر کـــجا که هستی

من اعتقـــاد دارم که قلبم به تپش ادامه خواهد داد

یکبار دیگر , در را باز می کنی و وارد قلبـــــــم می شوی

و قلبـــــم به تپش ادامه خواهد داد

چون تو اینجایی , از هیچ چیز نمی هراســـــم

و می دانم که قلبم به تپــش ادامه خواهد داد

ما همیشه , به همین شــکل باقی خواهیم ماند

تـــو در قلب من به سلامت میمانی

و قـــلب من به تپش ادامه خــr
بیشتر...

hojjat hojjat 6 سال

شراب خواستم... گفت : " ممنوع است " آغوش خواستم... گفت : " ممنوع است" بوسه

خواستم... گفت : " ممنوع است " نگاه خواستم... گفت: " ممنوع است " نفس خواستم... گفت : "

ممنوع است " ... حالا از پس آن همه سال ديکتاتوري عاشقانه ، با يک بطري پر از گلاب ،

آمده بر سر خاکم و به آغوش مي کشد با هر چه بوسه ، سنگ سرد مزارم را و چه ناسزاوار

عکسي را که بر مزارم به يادگار مانده ، نگاه مي کند و در حسرت نفس هاي از دست رفته ، به

آرامي اشک مي ريزد
heartchat.ir

hojjat hojjat 6 سال

حالا که تو اوج غمم دوروبرم چه می کنی؟
چی داری میگی تو گوشم؟اینکه ترکم نمی کنی!
دلم می خواد اون واژه ها آتیش بگیره رو لبت
همونجوری بسوزونت که من می سوختم تو تبت
تو این ترانه هم می خوام اشکم و فریاد بزنم
می خوام که این ترانه رو برای عشق داد بزنم
حالا که دیدی جای من کسی نمی تونه بیاد
برگشتی هی به من میگی اون روزا رو یادت بیاد!
اون روزا رو خوب یادمه، بازی تو با کلمات
هربار که چند روز نبودی من بودم وعکس چشمات
اون شبها رو خوب یادمه، تا دم صبح دل لرزه ها
تا خود صبح عاشق کشی، کشتن من تو لحظه ها
اون غروب ها و انتظار واسه شنیدن صدات
لحظه ای که گفتی برو و گمشدن توی هوات
اما تو چی عزیز من؟چیزی می دونی از حالم؟
می دونی از وقتی رفتی شکسته شد پر و بالم؟
می دونی غم چه رنگیه؟ به اون سیاهی چشات
به اون بی رحمی دلت، به سردی همون نگات
حالا که دارم میمیرم دلم نمی خواد بمونی
خسته شدم از عاشقی، خدا خودت خوب میدونی
من و ببر از رو زمین می خوام عزیز تو بشم
خدا جونم یه کاری کن که دیگه از خواب پا نشم
heart.chat
بیشتر...

hojjat hojjat 6 سال

هــ ــر روز شــاید

ده ها رنگین کمان در دهــانِ ما نطفـ ـه می بست

و بی رنگی کمیاب ترینِ چیزها بود

اگر شـ ـکستنِ قلبــ و غـ ـرور صـدا داشت

عاشقان سکوتِ شبـــ را ویران می کردند

اگر به راستی

خــواستن تـ ــوانستن بود

محـال نبود وصـ ــال!

و عاشقـان که همیشه خواهـانند

همیشه می توانستند تن ها نباشند...



+ آزاد ترین مردی ... وقتی که نگی ای کاش

+ میدونم ... خوبم میدونمممم

+ نیاز دارم با سکوت محرم رازم بشی ... همین
HEARTCHAT.IR

hojjat hojjat 6 سال

دارم به شب بیداریم... مثل تو... عادت می کنم

چون با خیالت راحتم... یک خواب راحت می کنم


آغاز هرروز مرا... رویای تو جان می دهد

شب ها به جای روی تو... با ماه صحبت می کنم


گویی برایم هیچ چیز... اندازه عشق تو نیست

تو جان ناقابل بخواه... فوری اجابت می کنم


جادوی هر لبخند تو... تا عمق جانم می رود

حتی به لبخند تو هم ...گاهی حسادت می کنم


هرچه که دارم مال تو... دار و ندارم مال تو

با هرچه مانده از غمت... این گونه خلوت می کنم


گفتی بمانم منتظر... سخت است... اما نازنین

تنها برای حکم تو... دارم رعایت می کنم


داری دل و جان مرا ...هر لحظه غارت می کنی

دارم به شب بیداریم... مثل تو... عادت می کنم
<<>>>HEARTCHAT.IR<<<>>>
بیشتر...

hojjat hojjat 6 سال

امشب

می خوای بری بدون منه

خیسه چشای نیمه جون من

حرفام نمی شه باورت چی کار کنم خدایا

راحت داری می ری که به شکنم

عشقم

بزار نگات کنم یکم

شاید باهم بمونه قصه ی ما

به جون تو

دیگه نفس نمونده واسه ی من

نرو تو هم دیگه دلم رو نشکن

دلم جلو چشات داره میمیره

نگام نکن

بزار دلم بمونه روی پاهات

فقط یه ذره آخه مهربون باش

خدا ببین چه جوری داره می ره

آره

تو راست می گی که بد شدم

آروم میگی که جون به لب شدم

امشب بمون اگه بری چیزی درست نمی شه

ساده نمی شه بی خبر بری

عشقم

بگو نمی شه بگذری از من

بگو کنارمی همیشه

تو رو خدا

ببین چه حالیم نگو که می ری

دلم می خواد که دستامو بگیری

نرو بدون تو شکنجه می شم

پیشم بمون

دیگه چیزی نمی گم آخریشه

کسی واسم شبیه تو نمی شه

بمون الهی من واست بمیرم
HEARTCHAT.IR
بیشتر...

hojjat hojjat 6 سال

چه زيبا! گفتم دوستت دارم !

چه صادقانه پذيرفتي!

چه فريبنده !

آغوشم برايت باز شد !

چه ابلهانه!

با تو خوش بودم !

چه كودكانه !

همه چيزم شدي !

چه زود !

به خاطره يك كلمه مرا ترك كردي !

چه ناجوانمردانه !

نيازمندت شدم !

چه حقيرانه!

واژه غريبه خداحافظي به من آمد!

چه بيرحمانه!

من سوختم
HEARTCHAT.IR

hojjat hojjat 6 سال

بازیچه ی دست یار بودن عشق است
در پنجه ی غم شکار بودن عشق ات
در محکمه ای که یار باشد قاضی
محکوم طناب دار بودن عشق است
heartchat.ir

hojjat hojjat 6 سال

چت روم زیبا