پارس کلاب
loading
vahid
تو فقط یک « دوستت دارم » بگو تا به سعدی و حافظ بگویم شعر یعنی چه ...
عضویت و دنبال کردن gifted_man
این کاربر 1 اخطار دریافت کرده است
مشخصات
بیشتر
برخی دنبال شده‌گان همه
hossiny niaz y1989 samaaa72 Teresa javan_irani tk_6511 Mos1369 zahra00 saray
اخرین بازدیدکنندگان 5988
Aaaainaz hossiny Alaki_mozahem_nasho javan_irani MAHSA501 shadi-72 b-del73 baran1995 sorush mohi_ld
سنجاق
vahid پیوند دوستی 7 ماه

پارس کلاب

vahid پیوند دوستی 2 روز

شده تقدیر کسی باشی و قسمت نشود...

سالها گیر کسی باشی و قسمت نشود...


پشت یک قلب به ظاهر خوش و یک خنده ی تلخ...

شده زنجیر کسی باشی و قسمت نشود...


در میان تپش آینه پنهان شوی و
روح و تصویر کسی باشی و قسمت نشود...

شده در اوج جوانی با همین ظاهر شاد..

تا گلو، گیر کسی باشی و قسمت نشود...


شده آزاد و رها باشی و تا عمق وجود....

رام و تسخیر کسی باشی و قسمت نشود....


میشود با همه ی ریشه و رگهای تنت...

سالها گیر کسی باشی و قسمت نشود.... .

vahid پیوند دوستی 4 روز

حکایت زیبای بهلول و سوداگر
روزي سوداگري بغدادي از بهلول سوال نمود من چه بخرم تا منافع زياد ببرم؟ بهلول جواب داد آهن و پنبه. آن مرد رفت و مقداري آهن و پنبه خريد و انبار نمود اتفاقا" پس از چند ماهي فروخت و سود فراوان برد. باز روزي به بهلول بر خورد. اين دفعه گفت بهلول ديوانه من چه بخرم تا منافع ببرم؟ بهلول اين دفعه گفت پياز بخر و هندوانه.

سوداگر اين دفعه رفت و سرمايه خود را تمام پياز خريد و هندوانه انبار نمود و پس از مدت كمي تمام پياز و هندوانه هاي او پوسيد و از بين رفت و ضرر فراوان نمود. فوري به سراغ بهلول رفت و به او گفت در اول كه از تو مشورت نموده، گفتي آهن بخر و پنبه، نفعي برده. ولي دفعه دوم اين چه پيشنهادي بود كردي؟

تمام سرمايه من از بين رفت. بهلول در جواب آن مرد گفت روز اول كه مرا صدا زدي گفتي آقاي شيخ بهلول و چون مرا شخص عاقلي خطاب نمودي من هم از روي عقل به تو دستور دادم . ولي دفعه دوم مرا بهلول ديوانه صدا زدي، من هم از روي ديوانگي به تو دستور دادم . مرد از گفته دوم خجل شد و مطلب را درك نمود.
بیشتر...

vahid پیوند دوستی 4 روز

حکایت های پند آموز بهلول، عاقل ترین دیوانه

هارون الرشید به همراه مهمانانش عیسی بن جعفر برمکی و مادر جعفر برمکی در قصر نشسته بود و حوصله اش سر رفته بود از سربازان خواست بهلول را بیاورند تا آنها را بخنداند سربازان رفتند و بهلول را از میان کودکان شهر گرفته و نزد خلیفه آوردند هارون الرشید به بهلول امر کرد چند دیوانه برای ما بشمار بهلول گرفت: اولین دیوانه خودم هستم و با اشاره دست به سمت مادر جعفر برمکی گفت این دومین دیوانه هست.

عیسی با حالتی عصبی فریاد زد : وای بر تو برای مادر جعفر چنین حرفی می زنی؟
بهلول خندید و گفت : صاحب اربده سومین دیوانه هست.
هارون از کوره در رفت و فریاد زد : این دیوانه را از قصر بیرون کنید آبرویمان را برد.
بهلول در حالی که روی زمین کشیده می شد گفت : تو هم چهارمی هست هارون !!
بیشتر...

vahid پیوند دوستی 4 روز

حکایت بهلول و وزير
روزي وزير خليفه به تمسخر بهلول را گفت: خليفه تو را حاكم به سگ و خروس و خوك نموده است. بهلول جواب داد پس از اين ساعت قدم از فرمان من بيرون منه، كه رعيت مني. همراهان وزير همه به خنده افتادند و وزير از جواب بهلول منفعل و خجل گرديد.

vahid پیوند دوستی 4 روز

، یکی از عقلای مجانین سدهٔ دوم هجری و معاصر هارون‌الرشید بود. هارون و خلفای دیگر از بهلول موعظه می‌طلبیدند. بهلول را از شاگردان امام کاظم (ع) دانسته‌اند. زمانی که بهلول از سوی هارون‌الرشید در معرض خطر قرار گرفت خود را به جنون زد ولی در مواقع لزوم به مردم پند واندرز می‌داد. بهلول در سال ۱۹۰ قمری درگذشت.

vahid پیوند دوستی 4 روز

داستان سگ و قصاب

vahid پیوند دوستی 4 روز

خواب دیدم قیامت شده است. هرقومی را داخل چاله‏ای عظیم انداخته و بر سرهر چاله نگهبانانی گرز به دست گمارده بودند الا چاله‏ ی ایرانیان. خود را به عبید زاکانی رساندم و پرسیدم: «عبید این چه حکایت است که بر ما اعتماد کرده نگهبان نگمارده‏اند؟»گفت:....

می‌دانند که به خود چنان مشغول شویم که ندانیم در چاهیم یا چاله.»خواستم بپرسم: «اگر باشد در میان ما کسی که بداند و عزم بالا رفتن کند...» نپرسیده گفت: گر کسی از ما، فیلش یاد هندوستان کند خود بهتر از هر نگهبانی پایش کشیم و به تهِ چاله باز گردانیم!

vahid پیوند دوستی 4 روز

پارس کلاب

vahid پیوند دوستی 4 روز

یه جایی هست که باید بایستی !


یه جا یی هم هست که باید بری !!!


اما خدا نکنه جای این دوتا با هم عوض بشه چون دیگه تا آخر عمر بدهکار

خودت میشی
. . .

vahid پیوند دوستی 4 روز

یک روز فردی به زندگیتان قدم خواهد گذاشت !

و شما را متوجه خواهد کرد که چرا هرگز با کسی کنار نیومدید . . .

vahid پیوند دوستی 6 روز

روزی یک استاد دانشگاه تصمیم گرفت تا میزان ایمان دانشجویان اش را بسنجد .

vahid پیوند دوستی 6 روز

روی پرده ی کعبه

این آیه حک شده است:
نَبِّیٌ عِبادِی أننی أنَا الغَفُورُ الرَّحِیمُ

و من...

هنوز و تا همیشه

به این آیه دلــــــــخوشم
"بندگانم را آگاه کن من بخشنده ی مهربانم"

vahid پیوند دوستی 7 روز

مشکل ما در فهم زندگیست

لذت بردن را یادمان ندادند

همیشه در انتظار به پایان رسیدن روزهایی هستیم که

بهترین روزهای زندگیمان را تشکیل می دهند

مدرسه..دانشگاه..کار

حتی در سفر

همواره به مقصد می اندیشیم

بدون لذت از مسیر

غافل از اینکه زندگی

همان لحطاتی بود

که میخواستیم بگذرند

پارس کلاب

vahid پیوند دوستی 7 روز

می گویند با هر کس باید مثل خودش رفتار کرد !
شما گوش نکنید ، چون اگر چنین بود از منش و شخصیت هیچکس ،چیزی باقی نمی ماند !
هرکس هر چه به سرت آورد فقط خودت باش...
نگذار برخورد نادرست آدمها ، اصالت و طبیعت تو را خدشه دار کند.
اگر جواب هر جفایی ، بدی بود که داستان زندگی ما خالی از آدم های خوب می شد !
اگر نمی توانی آدم خوبه ی زندگی کسی باشی...
اگر برای یاد دادن همان خوبی هایی که خودت بلدی ، ناتوان هستی
اگر خوبی کردی و بدی دیدی...کنار بکش!!! .... اما بد نشو....
این تنها کاریست که از دستت بر می آید...
تو آدم خوبه ی زندگی خودت باش..
و
با وجدانت آسوده بخواب.

پارس کلاب

بیشتر...

vahid پیوند دوستی 7 روز

ای کاش آدما مثل رفاقت چشم و دست بود
وقتی دست زخمی میشد چشم گریه میکرد
و وقتی چشم گریه میکرد دست اشکاشو پاک میکرد