logo پارس کلاب
loading
دلکده
تنها داراییم تنهاییمه
مشخصات
بیشتر
برخی دنبال شده‌گان
hania starsky Forgotten85 saray NAMNAMEBARON
سنجاق
دلکده دلکده 5 سال

چه بی رحمانه است
برای تسلایم تا آخرین پیمانه ی جانت میسوزی
و من با بی تفاوتی تمام تورا به دورترین نقطه نشانه میروم
میدانی چرا؟
چون باز هم مثل تو، دقیقا مثل تو
عروسی سپید پوش با قلبی پر شده از آرامش
در انتظار آتش گرفتن به دست من است
آتشی که جرقه اش را بهترین خاطراتم میزند
میبینی چه استادانه سوزاندنت را یاد گرفته ام
لب بر لبت میگذارم و شیره ی جانت را به پرواز قلبم تبدیل میکنم
و نمیدانم این بی رحمی من است که تو را با تمام فداکاری هایت به زیر پا له میکنم
یا سرنوشت توست که برای سوختن و رها شدن آفریده شده ای سیگاره بی یاره من


*دلکده*
بیشتر...

دلکده دلکده 23 روز

اشتیاقی که به دیدار تو دارد دل من
دل من داند و من دانم و دل داند و من
خاک من گل شود و گل شکفد از گل من
تا ابد مهر تو بیرون نرود از دل من

دلکده دلکده 24 روز

اون روزا ما دلی داشتیم واســه بردن جونی داشتیم
واســه مردن کسی بودیم کاری داشتیم
پاییز و بــهاری داشتیم تو سرا ما سری داشتیم
عشقی و دلبری داشتیم اون روزا ما دلی داشتیم

دلکده دلکده 24 روز

حرمت نگه دار دلم
گلم
که این اشک ، خون بهای عمر رفته من است
میراث من!
نه به قید قرعه
نه به حکم عرف
یک جا سند زده ام همه را به حرمت چشمانت
به نام تو
مهر و موم شده با آتش سیگار متبرک ملعون!

دلکده دلکده 25 روز

من درد محبت را
هرگز به تو نسپردم
اين عقده ي ديرين را
ميداني و ميدانم
بر مرثيه ام بنگر
نقش رخ خود بيني
اين قصه ديرين را
مي خواني و ميخوانم

دلکده دلکده 27 روز

شربتی از لب لعلش نچشیدیم و برفت
روی مه پیکر او سیر ندیدیم و برفت
گویی از صحبت ما نیک به تنگ آمده بود
بار بربست و به گردش نرسیدیم و برفت
بس که ما فاتحه و حرز یمانی خواندیم
وز پی اش سوره اخلاص دمیدیم و برفت
عشوه دادند که بر ما گذری خواهی کرد
دیدی آخر که چنین عشوه خریدیم و برفت

شد چمان در چمن حسن و لطافت لیکن
در گلستان وصالش نچمیدیم و برفت
همچو حافظ همه شب ناله و زاری کردیم
کای دریغا به وداعش نرسیدیم و برفت

دلکده دلکده 27 روز

با من صنما دل یک دله کن
گر سر ننهم آنگه گله کن
مجنون شده‌ام از بهر خدا
زان زلف خوشت یک سلسله کن
سی پاره به کف در چله شدی
سی پاره منم ترک چله کن
ای مطرب دل زان نغمه خوش
این مغز مرا پرمشغله کن

دلکده دلکده 1 ماه

برای روز میلاد تن من
نمی خوام پیرهن شادی بپوشی
به رسم عادت دیرینه حتی .
برایم جام سرمستی بنوشی
برای روز میلادم اگر تو .
به فکر هدیه ای ارزنده هستی
منو با خود ببر تا اوج خواستن .
بگو با من که با من زنده هستی
که من بی تو نه آغازم نه پایان .

دلکده دلکده 1 ماه

شکوه بسی شنیده ام از دل درد کشیده ام
کور شوم جز تو اگر زمزمه ای دگر کنم
چاره کار ما تویی ،‌ یاور و یار ما تویی
توبه نمیکند اثر ، مرگ مگر اثر کند
مجرم آزاده منم ، تن به جزا داده منم
قاضی درگاه تویی ، حکم سحر گاه تویی

دلکده دلکده 1 ماه

سودای تو را دارم
من از دل و از جانم
گفتند كه پیدا شو
دیدند كه پنهانم
گفتند كه پیدا كن
خود را و تو را با هم
گفتم كه پیدا هست
در هر نفس آدم
پیداست و من پنهان
من در تن و او در جان
یك آن نظری كردم
در خود گذری كردم
دیدم كه نه در دوری
نزدیك تر از نوری
در راه عبور از تو
من این همه دور از تو
یك عمر نیاندیشم
هیهات، تو در پیشم
چشم است كه بینا نیست
در عشق كه این ها نیست

دلکده دلکده 2 ماه

بر مسندِ آوار اگر جغد منم
باید که در این فاجعه پرپر بزنم
اما اگر این جغد به جایی برسد
دیوانه اگر به کدخدایی برسد
ته مانده ی یک مرد اگر برگردد
صادق،سگ ولگرد اگر برگردد
معشوق اگر زهر مهیا بکند
داود نباشد که دری وا بکند
این خاطره ی پیر به هم می ریزد
آرایش تصویر به هم می ریزد

دلکده دلکده 2 ماه

و زمینی که قسم خورد شکستم بدهد
و زمان چَنبره زد کار به دستم بدهد
تو نباشی من از آینده ی خود پیرترم
از خر زخمیِ ابلیس زمین گیر ترم
تو نباشی من از اعماق غرورم دورم
زیر بی رحم ترین زاویه ی ساطورم
تو نباشی من و این پنجره ها هم زردیم
شاید آخر سر  پاییز توافق کردیم

دلکده دلکده 2 ماه

من را بگذار عشق زمین گیر کند
این زخم سراسیمه مرا پیر کند
این پِچ پِچ ها چیست،رهایم بکنید
مردم خبری نیست،رهایم بکنید
من را بگذارید که پامال شود
بازیچه ی اطفالِ کهنسال شود
من را بگذارید به پایان برسد
شاید لَت و پارَم به خیابان برسد

دلکده دلکده 2 ماه

بزن بارون بزن خیسم کن آبم کن ترم کن
کمک کن تازه بارون من غریبم پرپرم کن
بزن آتیش به جونم شعله کن خاکسترم کن
بذار سر روی دوشم سایه ت رو تاج سرم کن

دلکده دلکده 2 ماه

هستی ام را به آتش کشیدی ، سوختم من ندیدی ندیدی
مرگ دل آرزویت اگر بود ، مانده بودی اگر ، می شنیدی
با تو دریا پر از دیدنی بود ، شب ستاره گلی چیدنی بود
خاک تن شسته در موج باران در کنار تو بوسیدنی بود
بعد تو خشم دریا و ساحل ، بعد تو پای من مانده در گل
مانده بودی اگر ، موج دریا تا ابد هم پر از دیدنی بود
با تو و عشق تو زنده بودم ، بعد تو من خودم هم نبودم

دلکده دلکده 2 ماه

بر تن هر نخ سیگارم مینویسم پایان تو
و غلیظ ترین کام ،
سهم سرخی آتشیست که به تو میرسد و من هنوز نبودنت را میسوزم
و کوبیدن ته سیگار به زمین و زمان که آتش هم به تو رسید
و سهم ما تماشای چرخ و فلکیست که نقطه ثقل آنیم




***دلکده***