logo پارس کلاب
loading
دلکده
تنها داراییم تنهاییمه
مشخصات
بیشتر
برخی دنبال شده‌گان
NAMNAMEBARON Forgotten85 starsky saray hania
اخرین بازدیدکنندگان 1486
nirvana Forgotten85 saray alirezahd Baran0850 90876arcgg b-del73 mina_rez75 baran1995
سنجاق
دلکده دلکده 5 سال

چه بی رحمانه است
برای تسلایم تا آخرین پیمانه ی جانت میسوزی
و من با بی تفاوتی تمام تورا به دورترین نقطه نشانه میروم
میدانی چرا؟
چون باز هم مثل تو، دقیقا مثل تو
عروسی سپید پوش با قلبی پر شده از آرامش
در انتظار آتش گرفتن به دست من است
آتشی که جرقه اش را بهترین خاطراتم میزند
میبینی چه استادانه سوزاندنت را یاد گرفته ام
لب بر لبت میگذارم و شیره ی جانت را به پرواز قلبم تبدیل میکنم
و نمیدانم این بی رحمی من است که تو را با تمام فداکاری هایت به زیر پا له میکنم
یا سرنوشت توست که برای سوختن و رها شدن آفریده شده ای سیگاره بی یاره من


*دلکده*
بیشتر...

دلکده دلکده 2 ماه

ای خلوت من از سخاوت تو لبریز
ای دفتر من از ترانه تو سرشار
باخود ببر مرا به خلوتی که هرگز
آنجا کسی نبیندم به جز تو ای یار

دلکده دلکده 2 ماه

تنهایی تموم وجودمه ، منو تنها بذارین
این تموم بود و نبودمه منو تنها بذارین
دارم مثل یه قصه میشم غمگین ترین قصه هاست
دردام همیشه بی صداست
راهی ام راهی جایی که پر از زمزمه باشه
اون جا خوشبختی یه دنیا قد سهمه همه باشه
من اگر طلسم نبودم واسه تو یه اسم نبودم
پای حرفات مینشستم دل به پیغامت میبستم
توی تنگنای نفسهام زخم دردی ریشه داره
که تو هق هق غریبی منو راحت نمیزاره

دلکده دلکده 2 ماه

من خوش خیال ساده ، حالا با پای پیاده
دنبالت دارم میگردم ، همسفر با شب و جاده
پرم از حسرت و خواهش ، واسه یک لحظه نوازش
کوله باره غم رو دوشم ، رهسپاره شهر سازش
تو قامت سیاه شب ، وقتی ستاره میمیره
انگار میخواد بهم بگه ، واسه رسیدن به تو دیره
از منه خسته رو خط رفتن ، بی تو یه سایه فقط میمونه
سایه ی مردی که خوش خیاله ، تو نا رفیقو رفیق میدونه
هنوزم اسمت عزیزه ، واسه این همیشه تنها

قصه ی بود و نبودت ، میشه راهی واسه فردا

دلکده دلکده 2 ماه

مثه تنهایی میمونه با تو همسفر شدن
توی شهر عاشقی بی خودی در به در شدن
حال و روزمو ببین تا که نگی تنها رفت
اهل عشق و عاشقی نبود و بی پروا رفت
بیخیال حرفایی که تو دلم جا مونده
بی خیال قلبی که این همه تنها مونده
آخه دنیای تو دنیای دلای سنگیه
واسه تو فرقی نداره دل من چه رنگیه

دلکده دلکده 2 ماه

می آیی
می روی
و میان این همه رفتن و آمدنها
هنوز هم سهم منِ درمانده شمارش رد قدمهای توست زیبا...


***دلکده***

دلکده دلکده 2 ماه

قصه من و غم تو قصه گل و تگرگه
ترس بی تو زنده بودن ترس لحظه های مرگه
ای برای با تو بودن باید از بودن گذشتن
سر به بیداری گرفته ذهن خواب الوده من
همیشه میون قاب خالی درهای بسته
طرح اندام قشنگت پاک و رویایی نشسته
کاش میشد چشامو ببینن طرح اندام تو داره
زنده میشه جون میگیره پا توی اتاق میزاره
کاش میشد صدای پاهات بپیچه تو گوش دالون
طرف دالون بگرده سر افتاب گردونامون
کاش میشد دوباره باغچه پر گل های تو باشه
غنچه ی سفید مریم با نوازش تو واشه
کاش میشد اما نمیشه نمیشه بیایی دوباره
نمیشه دستات تو گلدون گل های مریم بذاره
کاش میشد اما نمیشه این مرامه روزگاره
رفتنت همیشگی بود دیگه برگشتن نداره

بیشتر...

دلکده دلکده 2 ماه

کاش میتوانستم گاهی سینه ام را بشکافم
کاش میشد با سینه ای شکافته زیر باران رفت
یعنی باران میشوید زخمهای قلبم را ؟
یعنی باران خاموش میکند آتشِ افکنده در دلم را؟
کاش رویا هم تجربه کردنی بود!!!
اگر میشد تجربه کرد باز هم نمیدانستم به آغوش کشیدنت را تجربه کنم یا خاموش کردن آتش درونم را...

***دلکده***

دلکده دلکده 2 ماه

از عذابِ جاده خسته نرسیده و رسیده
آهی از سر رسیدن نکشیده و کشیده
غمِ سرگردونیامو با تو صادقانه گفتم
اسمی که اسمِ شبم بود با تو عاشقانه گفتم

با تنم زخمی اگه بود بی رمق بود اگه پاهام
تازه تازه با تو گفتم اگه کهنه بود دردام

منِ سرگردونِ ساده تورو صادق می دونستم
این برام شکسته امِا تورو عاشق می دونستم
تو تموم طول جاده که افق برابرم بود
شوق تو راهتوشه من اسمِ تو همسفرم بود

دلکده دلکده 3 ماه

رفتی و یادت مرا فراموش شد
گاهی سری به خاکستر خاطراتمان هم میزدی کاش
سالهاست زخم نبودنت را خورده ام ، اما هنوز
جای وجودت ، آغوشم را
طعم نفسهایت ، سینه ام را
لمس زلف و چشمانت ، لحظه لحظه جانم را
به درد میکشد همدم پاییزی من
من هنوز نبودنت را درد میکشم و در آسمان دود میشوم
هنوز چشم در انتظارت ، با یاد لبانت داغ میشوم
یادت مرا فراموش شد و من همچنان تورا درد میکشم و جرعه جرعه مینوشم و میسوزم


***دلکده***

دلکده دلکده 4 ماه

دلم برف میخواهد و یک فنجان قهوه ی تلخ که چشمانت را به یادم بیاورد
چند نخ سیگار که یادم نرود امروز هم باید حواسم را پرت کامهایش کنم
....


***دلکده***

دلکده دلکده 4 ماه

یکروز مه گرفتۀ پاییزی،مسافری خسته از راه را دیدم.قدم به جلو میگذاشت اما نگاهش به پشت سرش بود.
میشد انتظار را دید در میان پک های ممتد سیگارش...

گفتم ای تازه رسیده از راه،غریبه ای؟پیِ چه میگردی؟
گفت:من از دیار دوری آمده ام پیِ خود! سالهاست گم کرده ام من را!
گفتم چمدانی..ساکی...
گفت: کوله بارم سنگین بود،چمدان را نیاوردم!
با تعجب به دستان خالییَش نگریستم...لبخند تلخی زد..
گفت:کوله باری از خاطرات همراه من است و گذشته ای که که برایم سخت گذشت!
به کسی نگو که غریبه ای دیدی،نامحرمان در نا کجا آباد هم خانه دارند.

لرزیدم.........

نا کجا آباد!! اینجا...

سالها پیش با قطاری به اینجا آمده بودم...
ای تازه رسیده از راه،غریبه ای؟پیِ چه میگردی؟
من از دیار دوری آمده ام پیِ خود! سالهاست گم کرده ام من را!

من هنوز هم گمم در خود،ساکن ناکجا آبادم من!



***دلکده***
بیشتر...

دلکده دلکده 4 ماه

دلم بدجوری به حالت میسوزد سیگاره من
تو مرا به حال و هوای عشقی میرسانی که اوج لذتم بود
اما من تورا در آخر به زیر پایم پرتاب میکنم
همان گونه که زیر پای عشق له شدم
خوب میفهمم له شدن چه دردی دارد
دلم برایت بینهایت میسوزد سیگاره من
اما من هم مثل آخرین جمله معشوقه ام چاره ای جز این ندارم
متأسفم

***دلکده***

دلکده دلکده 4 ماه

قصۀ ابر هوا را ، تو بخوان!
تو بمان با من، تنها تو بمان!
در دل ساغر هستی تو بجوش،
من همین یک نفس از جرعۀ جانم باقی‌ست،
آخرین جرعۀ این جام تهی را تو بنوش
آخرین جرعۀ این جام تهی را تو بنوش
آخرین جرعۀ این جام تهی را تو بنوش
آخرین جرعۀ این جام تهی را تو بنوش


واااااااااااااای دلکده عاشق این آهنگه. فوق العاده اس

دلکده دلکده 4 ماه

گاهی فکر میکنم روزگار باران را برای ساکت کردن صدایم به من میدهد
درست مثل کودکی که وقتی زمین میخورد و گریه میکند با یک شکلات آرامش میکنند
ترسم از این است
که روزی زخمهایم آنقدر کاری شود که جز آغوش دیگر هیچ خوراکی خوشمزه ای آرامم نکند
آغوش مادری به نام مرگ


***دلکده***

دلکده دلکده 4 ماه

عجیب دنیاییست
نمیخواهی ولی می آیی
نمیخواهی ولی می آیند
نمیخواهی ولی می روند
نمیخواهی ولی عاشق میشوی
نمیخواهی ولی تنهایت می گذارند
سر آخر هم میگویند تو چه میخواهی که اینقدر ناشکری
سوالم را فریــــــــــــاد میزنم
دنیا جای خواستن است؟ پس چرا تمام اتفاقاتش ناخواسته است؟
آآآآآآآآآآآآآآآآآآی دنیا من از بس که مرده ام خسته ام




***دلکده***