باز باران ...
با پریشان چهرگی هردم
به روی سنگ ویرانی
کشد دستی ، نویسد باز
در این عالم ، در این مسلخ
در این میدانه و برزخ
"زندگی ، خود نیز ویران است ..."


"ciel7"