logo پارس کلاب
loading
عموجان
چیز خاصی براگفتن نیست...
مشخصات
بیشتر
عموجان موزیک و موزیک ویدئو. 7 سال

کنم هرشب دعایی کز دلم بیرون رود مهرت
ولی آهسته تر گویم ،خدایا بی اثر باشد...

عموجان طنز 7 سال

یه شعر ضد مرد هم داریم کیا موافقن بزارمش؟؟؟

عموجان طنز 7 سال

کرد شکوه پیش مادر یک جوان
گفت افتادم من از تاب وتوان
بهرمن بگرفته ای زن مادرم
بعد عقد شد خاک عالم بر سرم
از همان روز نخست حالم گرفت
ابتدا او ثروت ومالم گرفت
مال و ثروت درهمان جیب پرش
وای مادر مرده ام از غرغرش
از هوس هایش دگر آسی شدم
بهر مردن من دگر راضی شدم
وای از فیس و افادش وای وای
از خریدای زیادش وای وای
وای از آن هفت قلم آرایشش
انتخاب کفش ببرد آسایشش
هرخرید جزئی اش چند ساعت است
مرد چون بی زن بود، پس راحت است
اکثر اوقات ایشان خسته است
دست شیطان را که از پشت بسته است
جنگ از بهرسه چیز است بس همین
از زنان است وزر است واز زمین
پس زمین وزر برای زن بود
بدتر از زن وای مادر زن بود
گفت مادر باجوان ای بهترم
خرده ای برمن نگیر ای دلبرم
چون زنان اینگونه اند،پس گو توبه
چون که یک کرباسن از سرتا به ته
زندگی ما بسان بازی است
گوکدامین مرد از زن راضی است؟
پس بباید سوخت وحرفی نزد
این لبان را دوخت وحرفی نزد...
بیشتر...

عموجان سپیدار 7 سال

کاشکی توی زندگی از شهدا نشیم جدا

انس بگیریم با اونا با یاری ولطف خدا

کاش بشیم مثل اونا تو عشق ومرگ وزندگی

این دلم همش میگه اونا کجا وما کجا...

عموجان شـعر و داسـتان 7 سال

شعری دیگه ازعموجان...
گوش کن رفیق شعرمو،آینده تو میسازه

زبان حال من نیست،درد دل جانبازه

درد دل فرزنده، یه جانباز اسیره

کسی که خیلی آروم ،ازغم داره میمیره

این زهرای سه ساله،بابغض وآه وناله

درد دلاشو به کی؟،به بابا میگه آره

چرا امروز هرکی رو،میبینی بابا مسته؟

انقلابیه دیروز،امروز پول پرسته

چرا توی خیابون خانما بی حجابن؟

چراکمن اونا که،به دنبال ثوابن

از غصه ی دیگرون ،امروز شاد شادیم

حیف اون دست وپاکه،به خاطر ما دادی

یه بغضی تو گلومه ،اینوبگم تمومه

زهرا یه آهی کشید،وای از دست زمونه

باباش واون نگا کرد،چشم بابا بسته ی

نفس نمیکشه اون،شاید بابا خسته ی
بیشتر...

عموجان شـعر و داسـتان 7 سال

یادمه بچه بودم اگه کسی حالی نداشت یاتوخودبود وبه کار دیگران کاری نداشت

همه می گفتن ببین کشتی بودی قایق شدی خوب بگو چه مرگته ها نکنه عاشق شدی

یا می گفتن که خدابگم چه کارت بکنه انشالله به درد عاشقی دچارت بکنه

ومنم می خندیدم میگفتم عشق که شیرینه تودلم داد میزدم این دعایه یانفرینه

حالا می فهمم که اون نفرین بوده دعانبود عشق اومد توزندگیم داروندارم وربود

ازروزی که عشق اومد زندگیمم تموم شده فرصتای زندگی یکی یکی حروم شده

بی محلی های عشق دیگه توانم وگرفت ابتدا جسمم وبعد حال روانم و گرفت

کاشکی که بفهمه که دوسش دارم عاشقشم توی رود زندگی همیشه من قایقشم

کاش بفهمه واسه اون دست به چه کارایی زدم خودمو به خاطر اون به چه جاهایی زدم

کاش بفهمه که بی اون زندگی رنگی نداره بی وجود اون دیگه زندگی طعمی نداره

همه مردم بدونیین از زندگی بی اون سیرم خداکنه که بیاد وگرنه بی اون میمیرم
بیشتر...

عموجان عموجان 7 سال

به نام خالق دنیا وهستی خدای عشق رب مهرورزی
سلام دوستان من اومدم...