logo پارس کلاب
loading
Amir
مشخصات
بیشتر
برخی دنبال شده‌گان
Armaghan98i
اخرین بازدیدکنندگان 345
b-del73 PROZOPGNOZHIA --- alireza1992 No-Kal-Kal Armaghan98i komet
Amir Amir 6 سال

بهانه ی دخترا: ۱ – فاصله سنی مون خیلی زیاده(یعنی خیلی از مرحله پرتی) ۲ – من به تو علاقه به اون صورت ندارم (یعنی خیلی بد هیکلی) ۳ – من الان تو موقعیت بدی هستم (یعنی دلم یه جا دیگه گیره) ۴ – تقصیر تو نیست تقصیر منه (یعنی عجب غلطی کردم با تو آشنا شدم) ۵ – من تو رابطه مون از هیچ کاری دریغ نکردم (یعنی هر غلطی خواستم کردم) ۶ – دیروز یه خواستگار دکتر داشتم (یعنی زودتر بیا منو بگیر )

Amir Amir 6 سال

فرهنگ لغات زنان : ۱٫ آره یعنی نه ۲٫ نه یعنی آره ۳٫ ما با ید با هم حرف بزنیم یعنی بشین فقط گوش کن ۴٫ هر کار دوست داری بکن یعنی بکن ولی بعد دهنت سرویسه ۵٫ چقد منو دوست داری ؟ یعنی یه گندی زدم می خوام بگم ۶٫ دو دقیقه دیگه حاضرم یعنی دو ساعت علافی

Amir Amir 6 سال

پیامی برای دختران : ز گهواره تا گور دانش بجوی چون از شوهر خبری نیست!

Amir Amir 6 سال

بزرگترین گناه؟ شوهر نداشتن
بزرگترین تفریح؟ شوهر سرکار گذاشتن
بزرگترین کار؟ شوهر تربیت کردن
بزرگترین شگفتی؟ شوهرعاقل دیدن
بزرگترین آرزو؟ داشتن مردی به اسم شوهر

Amir Amir 6 سال

زنها دو وقت گریه می کنن: وقتی فریب می خورن ، وقتی می خوان فریب بدن.

Amir Amir 6 سال

دغدغه های پسر جوان :
کار ندارم ، پول ندارم ، سربازی نرفتم ، ماشین و خونه ندارم ، و …
دغدغه های دختر جوان :
لاک ناخونم پاک شده ، مهری سرویس طلا خریده ، دختر خاله ام ماشین داره ، مامان غذای خوب نمی پزه ، عروسکمو هنوز نخوابوندم!

Amir Amir 6 سال

بدون شرح

loading...
Amir Amir 6 سال

گرانی!!!!!!!

loading...
Amir Amir 6 سال

الاچیق سوتی:2
یه روز زنگ زدم به مامانم دیدم ای داااااد گوشیشو جا گذاشته تو خونه…
بابام گفت:کیه داره زنگ میزنه؟
گفتم:خودمم با مامان کار داشتم دیدم گوشیشو جا گذاشته
حالا شما گوشیه منو بگیر ببینم این سیریش کیه ۳ساعته داره زنگ میزنه با مامان ول کنم نیس
شیما

Amir Amir 6 سال

الاچیق سوتی:1
۱۱ سالم که بود رفته بودیم تبریز خونه یدوسا خونوادگیمون بعدش با اونا رفتیم شهر بازی بعدش با پسر دوستمون رفتیم ماشی سواری.
خلاصه من اولین بارم بود که سوار این ماشینا شده بودم بلد نبودم که چطوری کار میکنه.
بازی شروع شد.همه قشنگ رانندگی میکردن من هم که بلد نبودم دور خودم میچرخیدم.به مسئولش گفتم مال من خرابه اومد به من گف باید فرمونو محکم تر بچرخونی .
خلاصه ما یاد گرفتیم بعد از بازی هم که آبرومون رفت.خواهرم با خنده به من گفت ندید بدید منم با کمال پررویی بهش گفتم خب ندید بدیدم دیگه اخه کی سوار این جور ماشینا شدم.دوست بابام هم گف خسته نباشین.تو دلم گفتم چه خسته نباشی آبروم رفت
سحر از مشگین شهر اردبیل
بیشتر...

Amir Amir 6 سال

این عکس عشقمه بهترین خواننده

loading...