تبلیغات
پارس کلاب
loading
meys.ali
مشخصات
بیشتر
برخی دنبال شده‌گان
ati-ma2 negin_khanomi parvaz
اخرین بازدیدکنندگان 3
ati-ma2
meys.ali دُختَرونـِ پسَرونـِـــ 1 سال

برای تو


برای تو مینویسم که فقط تو بخوانی
مرا ببخش...
اگر از گونه هایم عشق بریزد
و سطرهایم بارانی میشود
از تو چه پنهان
به اندازه ی تمام پریشانی موهایت
شکسته ام
اما باور کن
خاطراتت چه خوب میزبانی بود
برای بهانه ی نفس کشیدنم
خیالت راحت...
به هیچکس نگفته ام حکایتمان را
حال فقط با گریه هایم میخندم

meys.ali پیوند دوستی 1 سال

آسمان غم گرفته


تو میروی و من
برای رفتن تو راه میشوم
تو پلک میزنی و من
برای چشم های غم گرفته ات نگاه میشوم
تو خسته میشوی و من
برای خستگی تو چه عاشقانه تکیه گاه میشوم
دلت گرفته است ؟؟
پا به پای گریه های تو
بغض و اشک و آه میشوم
سکوت میکنی و من
به احترام خلوتت
به شب پناه میبرم
سیاه در سیاه میشوم
همیشه آخر تمام شکوه ها
به چشم های عاشقت که میرسم
سکوت میکنم
و باز برای آسمان غم گرفته ی تو ماه میشوم...

meys.ali پیوند دوستی 1 سال

آهنگ زندگی


بعض ها برای نرقصیدن هزار و یک بهانه دارند ...بهانه دارند الان خسته هستن
بهانه دارند که لباسشان مناسب نیست بهانه دارند ریتم آهنگ با نوع رقصشان سازگاری ندارد و ...
من میخوام بگم اگر آهنگ زندگیتان هم ناکوک نواخته میشودو سازها با هم نت ها را دنبال نمیکنند
اگر آهنگ زندگیتان همواره غمگین نواخته نمیشود اگر حتی هیچ وقت رقصیدن را بلد نشده اید
برقصید ...
با همان آهنگ ناکوک زندگیتان برقصید رقصیدن نه گناه است و نه زمان و مکان میشناسد
فقط اعتماد به نفس میخواهد که باید داشته باشیم ...

meys.ali meys.ali 1 سال

آهنگ زندگی


بعض ها برای نرقصیدن هزار و یک بهانه دارند ...بهانه دارند الان خسته هستن
بهانه دارند که لباسشان مناسب نیست بهانه دارند ریتم آهنگ با نوع رقصشان سازگاری ندارد و ...
من میخوام بگم اگر آهنگ زندگیتان هم ناکوک نواخته میشودو سازها با هم نت ها را دنبال نمیکنند
اگر آهنگ زندگیتان همواره غمگین نواخته نمیشود اگر حتی هیچ وقت رقصیدن را بلد نشده اید
برقصید ...
با همان آهنگ ناکوک زندگیتان برقصید رقصیدن نه گناه است و نه زمان و مکان میشناسد
فقط اعتماد به نفس میخواهد که باید داشته باشیم ...

meys.ali محفل شعر وادب 1 سال

گاهی بایک قطره، لیوانی لبریز،
با یک کلام،قلبی آرام

وبایک بی مهری، دلی میشکند

مراقب بعضی یک ها باشیم،

در حالیکه نا چیزند همه چیزند...

meys.ali meys.ali 1 سال

گاهی بایک قطره، لیوانی لبریز،
با یک کلام،قلبی آرام

وبایک بی مهری، دلی میشکند

مراقب بعضی یک ها باشیم،

در حالیکه نا چیزند همه چیزند...

meys.ali دُختَرونـِ پسَرونـِـــ 1 سال

آیینه چون شکست
قابی سیاه و خالی
از او به جای ماند
با یاد دل که آینه ای بود
در خود گریستم
بی آینه چگونه درین قاب زیستم

meys.ali meys.ali 1 سال

بهترین لحظه های روز و شبم
لحظه های شکفتن سحر است
که سیاهی شکسته پا به گریز
روشنایی گشوده بال و پر است

meys.ali meys.ali 1 سال

من دلم می خواهد
خانه ای داشته باشم پر دوست
کنج هر دیوارش
دوستهایم بنشینند آرام
گل بگو گل بشنو
هرکسی می خواهد
وارد خانه پر عشق و صفایم گردد
یک سبد بوی گل سرخ
به من هدیه کند
شرط وارد گشتن
شست و شوی دلهاست
شرط آن داشتن
یک دل بی رنگ و ریاست
بر درش برگ گلی می کوبم
روی آن با قلم سبز بهار
می نویسم ای یار
خانه ی ما اینجاست
تا که سهراب نپرسد دیگر
"خانه دوست کجاست؟ "

meys.ali meys.ali 1 سال

گفت دانايي که: گرگي خيره سر،
هست پنهان در نهاد هر بشر!...
هر که گرگش را در اندازد به خاک
رفته رفته مي شود انسان پاک
وآن که با گرگش مدارا مي کند
خلق و خوي گرگ پيدا مي کند
در جواني جان گرگت را بگير!
واي اگر اين گرگ گردد با تو پير
روز پيري، گر که باشي هم چو شير
ناتواني در مصاف گرگ پير
مردمان گر يکدگر را مي درند
گرگ هاشان رهنما و رهبرند...
وآن ستمکاران که با هم محرم اند
گرگ هاشان آشنايان هم اند
گرگ ها همراه و انسان ها غريب
با که بايد گفت اين حال عجيب؟

meys.ali دُختَرونـِ پسَرونـِـــ 1 سال

بي تو مهتاب شبي باز از آن كوچه گذشتم
همه تن چشم شدم خيره به دنبال تو گشتم
شوق ديدار تو لبريز شد از جام وجودم،
شدم آن عاشق ديوانه كه بودم
در نهانخانه ي جانم گل ياد تو درخشيد
باغ صد خاطره خنديد
عطر صد خاطره پيچيد

يادم آمد كه شبي با هم از آن كوچه گذشتيم
پرگشوديم و در آن خلوت دلخواسته گشتيم
ساعتي بر لب آن جوي نشستيم
تو همه راز جهان ريخته در چشم سياهت
من همه محو تماشاي نگاهت
آسمان صاف و شب آرام
بخت خندان و زمان رام
خوشه ماه فرو ريخته در آب
شاخه ها دست برآورده به مهتاب
شب و صحرا و گل و سنگ
همه دل داده به آواز شباهنگ
يادم آيد : تو به من گفتي :
از اين عشق حذر كن!
لحظه اي چند بر اين آب نظر كن
آب ، آئينه عشق گذران است

تو كه امروز نگاهت به نگاهي نگران است
باش فردا ،‌ كه دلت با دگران است!
تا فراموش كني، چندي از اين شهر سفر كن!
با تو گفتم :‌
"حذر از عشق؟
ندانم!
سفر از پيش تو؟‌
هرگز نتوانم!
روز اول كه دل من به تمناي تو پر زد
چون كبوتر لب بام تو نشستم،
تو به من سنگ زدي من نه رميدم، نه گسستم"
باز گفتم كه: " تو صيادي و من آهوي دشتم
تا به دام تو درافتم، همه جا گشتم و گشتم
حذر از عشق ندانم
بیشتر...